2777
2789
عنوان

میشه کمکم کنین

81 بازدید | 0 پست

سلام خانوما.دیشب با شوهرم بحثم شد بهش میگم بیا بریم خونه مادرت زندگی کنین پول پیش بدیم ب بابات وسیله بیاره اخه داره واسمون خونه میسازه.یکی دوسال پیشم اونجا زندگی میکردم چون جاریمم تو اون خونه بود بحث پیش اومد مادر شوهرم گف برین بیرون که الان پشیمونه.الانم من دوس ندارم برم تو اون خونه فقط بخاطر اینکه پول اجاره اینچیزارو بزاریم رو پول خونه تا پدرشوهرم خونه رو زودی اماده کنه.شوهرم میگه اگ بخوای بری اونجا ب من مربوط نیس هر چی بشه حالا منکه سختمه اونجا برم واسه خاطر دوتا مون میگم بریم چون دیگ خسته شدم الانم حاملم استراحتیم مامانم ازم دوره از یطرفم مامانش هوامو داش.حالا دیشب بجثمون شد بهم میگه برو  بعد میگه اصلا بعده اینکه بچه بدنیا اومد بچه رو میگیرم تورو طلاق میدم خیلی گریه کردم یبارم سقط داشتم واسه بدرفتاری شوهرمو دست بزنش خیلی حالم بد بود بعدشم افسردگی ماژور ک هنوزم قرص مصرف میکنم.خیلی بد وبیراه گف میگه من و نی نی واسش مهم نیستیم حتی گفتم میندازمش بچه (خدا منو ببخشه بخاطر غلطی ک کردم این حرف زدم) گف مهم نیس مامانم اینا اومده بودن مهمونی خونمون منم باهاشون اومدم خونشون.از دیشب یه اس هم نداده.شما بگین چیکار کنم استرس برام سمه

ببخشید ک طولانی شد

دختر یکییدونه 👯دخترچراغخونه🏘
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792