2777
2789
عنوان

سیاست یا صداقت ؟!

536 بازدید | 24 پست

بنظرتون باید چه رفتاری کرد خانواده شوهر بسیار مداخله گر و شئهر هم حرف گوش کن


بهش که میگم میگه نه من به حرف کسی گوش نمیدم اما بارها بخاطر شستشوی مغذی مادرش با من دعوا کرده ...


به حرف من گوش نمیده و هرچی میگم ی جوابی داره


دوماه دیگه عروسیمه ذره ای ذوق و انگیزه ندارم


بنظرم زندگی با همچین مردی خ سخت و اعصاب خورد کنه


مادرم میگه همه مردا همینن تو سیاست داشته باش


اخه چه سیاستی وقتی توروی من طرف خانوادشه و مغذشو شستشو میدن...

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

خوب میشه عزیزم هنوز اول راهی و کم تجربه کم کم دستت میاد هر کاری افت و خیز داره و باید خودت یاد بگیری توی طول زندگی شوهرت هم یاد میگیره اما دروغ و دورویی و بدگویی از خانوادش و جبهه گیری منفی اون هم اول کار ممنوع

خوب میشه عزیزم هنوز اول راهی و کم تجربه کم کم دستت میاد هر کاری افت و خیز داره و باید خودت یاد بگیری ...

من جبهه منفی گرفتم 

متاسفاه چون اصلا سیاست ندارم 

بخاطر ازاری که ازشون دیدم کاملا متنفرم ازشون و در ظاهر دیگه نمیتونم محبتی بهشون کنم... 


فقط دوس دارم هیچ وقت نبینمشون


وقتی نیستن ارامش داریم


وقتی میان دعوا..

من جبهه منفی گرفتم  متاسفاه چون اصلا سیاست ندارم  بخاطر ازاری که ازشون دیدم کاملا متنفرم ...

منم توی عقد حس شمارو داشتم

شوهرم بخاطر خانوادش دلم رو خون میکرد خانوادش هم جدا اذیتم میکردن

کار به جایی رسیده بود که واقعا نمیخواستم زندگی رو شروع کنم و ازدواج کنیم

خلاصه رفتیم زیر یه سقف،شیوه ی من این بود حرفای اونارو به شوهرم نمیگفتم،دلم میشکست توی خودم میریختم و روز به روز محبتم رو بیشتر میکردم بهش،الان جوری شده که بخاطر من حاضره هرکاری بکنه ،

من جبهه منفی گرفتم  متاسفاه چون اصلا سیاست ندارم  بخاطر ازاری که ازشون دیدم کاملا متنفرم ...

اوایل اینجوری هس بعدا دیگه باهم زندگی میکنید دوتایی هسین.

الان اون پیش اوناست زیاد سخت نگیر.

پس حرف اونا برو تر هس.

حرف مادرت هم خوب هس. نم نم با احترام واقعی یا جعلی خودتو نزدیک کن .تصمیم خودتو غالب کن به طرف مقابلت. با چرب زبونی نه بانیش .


خدا هست همه جا
منم توی عقد حس شمارو داشتم شوهرم بخاطر خانوادش دلم رو خون میکرد خانوادش هم جدا اذیتم میکردن کار به ...

دقیقا منم همین وضعو دارم


خیلی برام سنگینه که بخاطر خونوادش میاد با من دعوا میکنه و من باید این وسط اذیعت شم


مشکل من اینه یجوری الان کینه ازش دارم که دست و دلم دیگه به محبت نمیره...


دقیقا منم همین وضعو دارم خیلی برام سنگینه که بخاطر خونوادش میاد با من دعوا میکنه و من باید این و ...

منم همینجور بودم،ته دلم خالی بودو نای مخبت کردن نداشتم اما تلاشم رو کردم،ولی اون عاشقم شده و واسم جونش رو هم میده،زمان میبره،باید خیلی تحملت بالا باشه تا بتونی پیروز این میدون باشی،

زمان نامزدی خانواده شوهرم خیلی بهم خوبی میکردن و تحویلم میگرفتن من مادر و خواهر نداشتم که بهم بگن اینا از سیاستشونه که ازم بله بگیرند حالا که چهار ساله عروسشون هستم خود واقعیشون رو رو کردند ولی من نیش و کنایه هاشون رو جواب نمیدم اذیت ها شون رو با محبت جواب میدم اگرچه خیلی تاثیر نداره ولی میدونم ته ته دلشون شرمنده میشه حتی مادرشوهرم گاهی از بدی هایی که می‌کنه تو چشمم نگاه نمیکنه اشکال نداره خدا جای حق نشسته

زمان نامزدی خانواده شوهرم خیلی بهم خوبی میکردن و تحویلم میگرفتن من مادر و خواهر نداشتم که بهم بگن ای ...

برای منم دوران نامزدی و حتی الان جلوی غریبه ها و پدر مادرم خیلی محبت میکنن بم 


اما زمان تنهایی کاملا ازین رو به اون رو میشن



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108