2777
2789
عنوان

شهرغریب

153 بازدید | 27 پست

سلام دوستان من ۳ سال هست شمال زندگی میکنم شوهرم شمالیه اما هنوز عادت نکردم الانم یه بچه ۶ ماهه دارم که همش در حال شیرخوردنم همش تو خونه تنهام شوهررم صبح میره سرکار تاشب...من دلم تنگ میشه چ کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ای جان تو و   مال کدوم شهری؟؟؟؟

من نوشهریم.(مازندران)کلا2ساعت راهه تا اونجا..بخاطرکارشوهرم اومدیم.شوهرمم اینجایی نیس ولی چ میشه کرد.بازتوخوبه بچه داری.منوشوهرم تک وتنهاییم

نیلوفر و باران در تو بود خنجر و فریادی در من،فواره و رؤیا در تو بود تالاب و سیاهی در من، در گذرگاهت سرودی دگر گونه آغاز كردم...

من ده سال غربتم اولش که بچم کوچیک بود نمیتونستم جایی برم دق میکردم اما الان بزرگ شده همه جا میتونم برم واسه اون اصلا دلتنگی نمیکنم و به بچه دیگه هم فکر نمیکنم

زندگیمون شده ؛"اشکال نداره،از هیچی که بهتره
من نوشهریم.(مازندران)کلا2ساعت راهه تا اونجا..بخاطرکارشوهرم اومدیم.شوهرمم اینجایی نیس ولی چ میشه کرد. ...

گلم تو باز میتونی با دوستات بیرون بری اما من همش در حال شیر دادنم

عزیزم منم مثل شما تو شهر غریبم.راستی گلم یه سوال های شما چجوریه ما هفته بعد تعطیلیو مبخوایم بیایم او ...

اخرهفته تا شنبه یکشنبه فک کنم بارونه بعدش خوب بشه

نیلوفر و باران در تو بود خنجر و فریادی در من،فواره و رؤیا در تو بود تالاب و سیاهی در من، در گذرگاهت سرودی دگر گونه آغاز كردم...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز