سلام دوستان من پدرم حدود یک سالو نیم ازدواج کرده(مادرم فوت شده)از اونموقع زندگیمون سیاه شده منو خواهرم که تو خونه ایم واقعا داریم عذاب میکشیم پدرم اصلا بهمون اهمیت نمیده و فقط بازنس و همه یکاراشو با اون درمیون میذاره ولی به ما هیچی نمیگه به خدا دیگه خسته شدم بعضی وقتا به خودکشی فک میکنم و تا پای عملی کردنشم میرم اما بعد منصرف میشم توروخدا اگه راه حلی دارید که واقعا عمل میکنه و مشکلمو حل میکنه بهم بگید لطفا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اصلا به خودکشی فکر نکنین. می دونم سخته. چون منم با مشکلی تقریبا مشابه مشکل شما چند ساله که دارم دست و پنجه نرم می کنم. واسه خودتون نمی تونین کار پیدا کنین؟ یا یه جوری خودتونو بیرون از خونه سرگرم کنین؟