2789
عنوان

عشق زیاد

1311 بازدید | 17 پست

سلام 

بچه ها من یه مشکلی دارم . ۷ماهه که عقد کردیم همسرمو خیلی دوست دارم خیلی بهش وابسته ام خداروشکر رابطمونم خوبه اما اون خب مرده منطقیه مثه من اونقد احساسی نیس !من واقعا اذیت میشم اللخصوص امسال کنکور دارم باید به درسم توجه کنم بیشتر همه بزرگترام میگن کمتر باهم باشین که من بتونم درس بخونم ولی حقیقتش اینه انقد دلم براش تنگ میشه که اصلا نمیتونم تمرکز کنم رو درسم😓 وااااااقعا تحت فشارم هم به بودنش عادت کردم هم عاشقشم وقتی نمیبینمش ظاهرا مشکلی نبس اما خدا میدونه تو دلم چه آشوبیه !!! و اینا روهم جمع میشه و تا تقی به توقی میخوره سریع عصبی میشمو دعوامون میشه منم سزیع گریم میگیره متنفرم از این ضعیف بودنم دلم میخواد راحت زندگی کنم چه وقتایی که اون هس چه زمانایی که نیس ! من بی تجربم و مامانم میگه لوس شدی احساس میکنم هر لحظه به شوهرم تو زندگیم نیاز دارم جوری که وقتی نیس حتی نمیتونم بخوابم درست:( شماها میگین چیکار کنم😥 چجوری احساساتمو مدیریت کنم 

اگه البته مثه من احساسی هستینو تونستین برش غلبه کنین به منم یاد بدین🙁

داری اشتباه میکنی عزیزم 

من تجربه ی عقد س ماه و ی ازدواج دارم

نباید زیاد عشق و علاقه و احساس به مرد بروز کرد مردا زن دست نیافتنی بیشتر دوست دارن تا زن اویزون و وابسته ، هر چیزی اعتدالش خوبه 

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

میدونم مامانمم میگه ولی چی کار کنم که خودمم صدمه نبینم😟 

نگا من عقد سه ماهم جدا از دلیلی که خودم بهم زدم اون به کنار ، قبل اون موضوعی که ازم مخفی کرده بود

در حد پرستش دوسش داشتم اونم داشتا خیلیی ولی من خیلی ادیت میشدم حتی بدون اون چیزی نمیخوردم تا این حد

ولی واسه ازدواج و عشق بعدی خیلی از اشتباهاتمو اصلاح کردم ،یکیش همین اویزون نبودنه

کمتر زنگ میزدم ولی وقتیم زنگ میزدم شیطون و شاد و شنگول بودم ، مکالمه رو زیاد طول نمیدادم خودم اول قطع میکردم تا بخوام اونقد فک بزنم و لوس بشم که بگه عزیزم من فعلا سرکارم بعد خودم زنگ بزنم و....

کاملا نتیجه هم داد اون وابسته تر شد

منم دقیقا مثل تو بودم الانم هستم ولی ن ب شدت اون اوایل

باید کم کم ارتباطتون رو کم کنین مثلا اگه روزی 3بار تلفنی حرف میزنین بشه روزی 2بار بعد کم کم روزی یکبار

یا مثلا کمتر چت کنین کمتر همو ببینین اولش عذاب میکشی سخته ولی کم کم عادت میکنی

اینجوری باعث میشه دردسترس نباشی اونم دلش برات تنگ میشه رابطتون جذاب تر میشه مخصوصا ک تو عقد هم هستین

اما حواست باشه یکاری هم نکنی ک نبودنت براش عادی بشه

باش ولی همیشه نباش این بهترین راهه منم همینکارو کردم

ب اینم توجه کن ک الان کنکور داری و این ایندتو تعیین میکنه و اینده تو فقط اینده خودت نیست اینده همسرت هم هست پس بهتره بخاطر ایندتون تمرکز کنی رو درس و کنکورت و سعی کنی کمتر کنی ارتباطت رو 

خوشبخت بشی عزیزم  

منم دقیقا مثل تو بودم الانم هستم ولی ن ب شدت اون اوایل باید کم کم ارتباطتون رو کم کنین مثلا اگه روز ...

نظر منم همینه باش کمتر باش ولی همون حضور کم باید اونقدر پراحساس و عاشقونه باشه که مرد وابسته بشه و برای دیدار و تماس و باهم بودن مجدد مشتاق تر بشه

نظر منم همینه باش کمتر باش ولی همون حضور کم باید اونقدر پراحساس و عاشقونه باشه که مرد وابسته بشه و ب ...

ببین خیلی دوسم داره خیلیم مشتاقه منم میدونم هرچیزی کمش شیرین تره فقط سوالم اینه با این همه احساسات خودم چه کنم ؟ چجوری باشم که خودمم اذیت نشم؟

منم دقیقا مثل تو بودم الانم هستم ولی ن ب شدت اون اوایل باید کم کم ارتباطتون رو کم کنین مثلا اگه روز ...

مرسی عزیز دلم خیلی موثر بود پیشنهادت خدا کنه بتونم😙

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز