بیاین براتون بگم
بچه ها من با شوهرم دوست بودیم قرار بود دپست بمونیم تا بره سربازی بیاد منم تااونوقت لیسانسمو بگیرم و برای کنکور بخونم مجدد بعد بیاد خاستگاری و ازدواج
خانوادش فهمیدن و محبورمون کردن به عقد و الان یکسالونیمه عقدیم و شوهرم الان داره میرع سربازی
دیشب خونه مادرشوهرم اینا بودیم با مامانم اینا
به محض اینکه بحث سربازی پیش اومد مادرشوهرم برگشت کفت روژان تو میتونی تحمل کنی؟
همش مادرشوهرم و خاله شوهرم فکزمیکنن من نمیتونم تحمل کنم هی بهم میگن میتونی و وروژان نمیتونه....درصورتی که شوهرم خیلییی وابستس بخاطر همینم نمیره اینا فکرمیکنن من بع ژور میارمش خونمون درصورتی ک برعکسه اون بزور میاد