ببین رفت و امد و با همه ارتباط داشتن خیلی خوبه.. ولی نه به هر قیمتی.. اگر مطمئن هستی که اعصابت به هم میریزه و به هیچ عنوان نمیتونی رابطه ات رو درست کنی نرو بزار شوهرت با برادرش اشتی کنه....
ولی اگر راهی داره تمومش کن
ای دوست مرا دعا کن شاید نزدیکتر از من به خدا ایستاده ای
منم از جاريم متنفرم اما مجبورم برم پيششون شوهر زبون نفهمم ميگه بايد حتما بريم
ميرم ولى با رفتارم ميسوزونمش
من پذيرفتم شكست خويش را/ پندهاى عقل دورانديش را...من پذيرفتم كه عشق افسانه است/ اين دل درد آشنا ديوانه است...ميروم شايد فراموشت كنم/ با فراموشى هم آغوشت كنم...ميروم از رفتن من شاد باش/ از عذاب ديدنم آزاد باش...آرزو دارم بفهمى درد را/ تلخى برخوردهاى سرد را...آرزو دارم خدا شادت كند/ بعد شادى تشنه ى نامم كند...آرزو دارم شبى سردت كند/ بعد آن شب همدم دردت كند...تا بفهمى با دلم بد كرده اى/ با وجود احتياج دست مرا رد كرده اى...ميرسد روزى كه بى من لحظه ها را سر كنى/ ميرسد روزى كه مرگ عشق را باور كنى...ميرسد روزى كه تنها در كنار عكس من/ نامه هاى كهنه ام را مو به مو از بر كنى...😔