تو تاپیک قبلم گفتم که دیروز مامانم رفته خاستگاری و گفتن دختره سنش کمه و اینا ولی نگفتن که دیگه نیایین مامانم امروز بهم گفت بیا باهم بریم اومدم اماده شدیم زنگ زد خونشون که میاییم خونتون گفتن بیایین بعد رفتیم هرچقد درشونو زدیم باز نکردن چون فامیل خالم اینا هستن ما دم درشون بودیم خالم زنگ زد گفت بهم زنگ زدن گفتن بگو نیان خیلی بی ادب بودن که درو باز نکردن حداقل درو باز مییکردن جواب قطعی به ما میدادن میگفتن نه دخترمونو نمیدیم خیلی بد شد اومدیم خونه هرچقد زنگ زدیم جواب ندادن 😕 چرا همچین کردن اصلا شعور ندارن یعنی؟
رو کلمه دوست دارم رمز گذاشتیم مثلا وقتی جلوی جمع نمیشه بگه دوسم داره میگه هوا چقد گرمه از این دیونه بازیا که هر کس تو رابطه اش داره:)شاید وقتایی که بیرون بودیم روزی صد بار گرمش میشه ! حتی یادمه یروز برف میومد و باهاش قهر بودم و با فاصله از هم راه میرفتیم وسط خیابون یهو داد زد و گفت< ای خدا خودت شاهدی که چقدر گرمه >کسایی که دورو برمون بودن با تعجب نگاش کردن فقط من بودم که گفتم منم گرممه(:❤ رمز واقعی منو شوهرم
حالا سنش مهم نیس طرفای ما همه سن پایین ازدواج میکنن مهم اینه که کار امروزشون خیلی بد بود من خودم هزار تا خایتگار داشتم از رو ادب هرکی میگفت تشریف میاریم رودرو حرف بزنیم قبول میکردیم که بیان حرف بزنیم کار اینا خیلی زشت بود خدایی
رو کلمه دوست دارم رمز گذاشتیم مثلا وقتی جلوی جمع نمیشه بگه دوسم داره میگه هوا چقد گرمه از این دیونه بازیا که هر کس تو رابطه اش داره:)شاید وقتایی که بیرون بودیم روزی صد بار گرمش میشه ! حتی یادمه یروز برف میومد و باهاش قهر بودم و با فاصله از هم راه میرفتیم وسط خیابون یهو داد زد و گفت< ای خدا خودت شاهدی که چقدر گرمه >کسایی که دورو برمون بودن با تعجب نگاش کردن فقط من بودم که گفتم منم گرممه(:❤ رمز واقعی منو شوهرم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
شاید دختره اونور مخالف بوده . منم شده مادرم بگه اره بدون مشورت با من بعد من بگم نه . اونم دوباره زنگ ...
بابا ما همین که زنگ زدیم پاشدیم رفتیم دم درشون بودیم خالم زنگ زد گفت میگن نیایین بعدش خب چرا درو باز نکردن
رو کلمه دوست دارم رمز گذاشتیم مثلا وقتی جلوی جمع نمیشه بگه دوسم داره میگه هوا چقد گرمه از این دیونه بازیا که هر کس تو رابطه اش داره:)شاید وقتایی که بیرون بودیم روزی صد بار گرمش میشه ! حتی یادمه یروز برف میومد و باهاش قهر بودم و با فاصله از هم راه میرفتیم وسط خیابون یهو داد زد و گفت< ای خدا خودت شاهدی که چقدر گرمه >کسایی که دورو برمون بودن با تعجب نگاش کردن فقط من بودم که گفتم منم گرممه(:❤ رمز واقعی منو شوهرم
اخه دیگه وقتی زودتر زنگ زده بودن یجوریه . میدونید ادم میمونه تو مضیقه . معمولا ادم باز میکنه دعوت می ...
میگم اصلا پنج دیقه راه نیست از خونمون تا خونه اونا خب به خودمون میگفتن نیایین مامانم بهشون گفت باای دختره خونست گفت اره خونست گفت با بابای پسرم میاییم خونتون مامانش خندید گفت باشه بیایین مام تو خونه خوشحالی کردیم که بعله دیگ راضی ان ولی در کل ادم بی معرفتی هستن حالا علاوه بر خاستگاری بارونم میومد شدید میومدن درو باز میکردن میگفتن یجورایی فامیلیم مثلا میرفتیم خونشون نه پذیرایی میکردن نه چیزی میگفتن ما دخترمونو نمیدیم دیگ تشریف نیارین
رو کلمه دوست دارم رمز گذاشتیم مثلا وقتی جلوی جمع نمیشه بگه دوسم داره میگه هوا چقد گرمه از این دیونه بازیا که هر کس تو رابطه اش داره:)شاید وقتایی که بیرون بودیم روزی صد بار گرمش میشه ! حتی یادمه یروز برف میومد و باهاش قهر بودم و با فاصله از هم راه میرفتیم وسط خیابون یهو داد زد و گفت< ای خدا خودت شاهدی که چقدر گرمه >کسایی که دورو برمون بودن با تعجب نگاش کردن فقط من بودم که گفتم منم گرممه(:❤ رمز واقعی منو شوهرم