2821
2789
عنوان

مهمونی😡

287 بازدید | 32 پست

دخترعموم اولین باره بعد ازدواجش میاد خونمون

کلا یه مدت همرو گذاشته بود کنار بعد عروسی

بعد اومده خونمون موقع سفره انداختن و جمع کردن همه کمک میکردیم جز اون عنتر 

کلا از وقتی شوهر کرد فکر کرد چه خبر شده وای عصبیم شدیددددد 

عقده# _ای_نباشیم

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

اين سفره انداختنم داستانيهههه،شايد الان پا درد كمر درد يا هر مشكلي داره چه ربطي به شوهر داره

نه اصلا مساله این نیست کاملا خوبه 

آخه ما ازین داستانا نداشتیم قبلا

کلا این شوهر کرد فکر کرد چه آدم مهمی شده

شايد حرفي شنيده كه رفتارش تغيير كرده

خدایا چگونه تو را بخوانم و حال آنکه من منم ،و چگونه امیدم را از تو قطع کنم‏ و حال آنکه تو تویى،خدایا!آنگاه که از تو نخواهم که به من عطا کنى پس کیست که از او درخواست عطا کنم؟ خدایا!آنگاه که تو را نخوانم تا مرا اجابت کنى،پس کیست که او را بخوانم تا اجابتم کند؟،خدایا!آنگاه که به‏ سوى تو زارى نکنم تا به من مهرآورى،پس کیست که به جانب او زارى کنم تا به من مهر آورد،خدایا!چنان‏که دریا را براى موسى(درود خدا بر او)شکافتى و نجاتش دادى،از تو درخواست مى‏کنم بر محمّد و خاندانش درود فرستى و از آنچه در آن‏ گرفتارم مرا رهایى بخشى،و بر من گشایش دهى گشایشى فورى نه دیر،به فضل و مهربانى‏ات،اى مهربان‏ترین مهربانان.
چکارش داری رفتی خونشون توام سفره ننداز بشین مثل اون نگا کن

جالب اینه که تو این چندسال خونشو ندیدیم قبل عروسی که کارش گیر بود خوب بود و همههههه کار واسش کردیم

2823
2791
2779
2792