بابا منو ببخش
كاش بازم برميگشتم به ١٠ سال پيش
باز منو رو دستات ميخوابوندى با همون صدا كه معلوم بود گيج خوابى بازم برام ميخوندى
كاشكى من و تو
بوديم ستاره
با گريه هامون
ابر بهاره
با خنده هامون
پر از اشاره
مهتاب ما رو آشتى ميداد با هم دوباره
كاشكى هميشه
قول تو قول بود
لب تو گلدون
حرف تو گل بود
كاش برميگشتم و هيچوقت ديگه از بغلت تكون نميخوردم
كاش همون موقع ها تو بغلت جون داده بودم
كه ١٠ سال بعد بزرگ نشم تو روت واسم بخاطر يه نفر
كه وقتايى كه ميگفتى بابا بيا با هم ناهار بخوريم نميگفتم بابا كار دارك تو بخور تا بيشتر پيش اون باشم
كه حالا با پشيمونى نگم بابا نشد ميخوام جدا شم و تو صدات نلرزه
نگى بابا ديدى گفتم نكن، نساز
بعد بخندى
هميشه ميخندى كه من جون بگيرم
بخندى بگى نخسته برگشتى پيش خودم كه
يادمه اون موقع ها باهات قهر ميكردم ميرفتم خونه مادربزرگ همه وسايلمو ميبردم
ولى آخر ميديدم تنها قهرمان زندگيم تويى وقتى بهت زنگ ميزدم بيا دنبالم با جون و دل ميومدى و با لبخند ساكمو ميگرفتى
كاش باز بغلم ميگرفتى ميخوندى
لالايى كن بخواب خوابت قشنگه گل مهتاب شبا هزار تا رنگه يه وقت بيدار نشى از خواب قصه يه وقت پا نذارى تو شهر غصه
بابا ببين كه نشون نميدم ولى خيلى وقته تو شهر غصه زندگى ميكنم
بابا اشتباه كردم ديگه هيچوقت يه ديقه كنارتو به صدتا اين آدما نميدم
بابا چرا هميشه قول تو قول بود ولى بقيه نه ؟؟؟؟