در شرف جدایی هستیم. ده سال با اون ملکه عذاب تو یه ساختمان بودیم . با بدبختی و قهر و دعوا از اونجا بلند شدیم اومدیم خونه جدید . الان شش ماهه خونه نیومده
24 ساعت اینو میکشه اونجا تا حدی که بچه های دیگش هم ازش بریدن. این احمق هم برای اینکه فکر میکنه اگه نباشه ننش میمیره میره پیشش
حالا جالبه مادره اصلا یک لحظه هم تو خونه بند نیست ولی خوب جلو این اسک تمساح میریزه و این مجسمه حماقت رو مسخر خودش کرده