خدایاخسته شدم ازش کثافت بیشعورهمش اذیتم میکنم کاش قدرت داشتم راحت میشوم نميتونم ازش جدا شم ازبس بدبختم امسال دیگر کلاله سال تحویل خون به دلم کرده خیلی داغون خستم بریدم خیلی توانم خیلی بده نه بتونی باهاش باشی نه بتونی از جدایی خیلی سخته اگه روزاول که همه گفتن جداشده بودم بهتربود ولی الان ديگه نميتونم برونش زندگی کنم 10 ساله کم نیست اونم من که عاشق شدن تورو همه ه واسلام این دستمزدم نپرسم چترمان بین چهارمین هیچ آزردی بهترنيست که همه حسرت بخورن کاش جای توانائيش بودن کاش زندگی توروخدا اونوقت تورزدن کاش واقعا تابفهمن چچه خیلی دوروبری ببینند مگه خیلی جنتلمن وباشخصیتت وآرام صبورند ولی هیچکدام نیست قلبم داره آتیش میگیرد وادارم باش حرف بزنم نمیتوان خانوادم ناراحت بشن قلبم ش بدشکسته اگه اشتباه مینویسم چشام درست نمیبنه ازاشک دعایم بااو بمیری بامن چون واقعا میکنم دیگر اگه ام راهی باقر ص بدین بین خودم وبم راحت شم
خیلی به داعاتون احتیاج دارم امروزفهمیدم باردارم ولی حتی دلم نمیخوادبهش بگم
خوب این خودش میتونه یه انگیزه واسه شروعی دوباره بشه معلومه که دوستت داره وگرنه سراغتونمیگرفت که بخوایی باردارم بشی آغاز سال نو بچه توراهی میتونه شروعی دوباره واست باشه