شده نتونید شوهرتونو تحمل کنید
دوسش دارما ولی دلم میخواد نباشه
اصلا حال و حوصلشو ندارم چون یه کارایی میکنه ک نمیخوام بهش بگم چرا و نگمم حرص میخورم
دیشب میگه فردا با دوستام برم فلانجا منم ج ندادم اصلا (دوسه روز پیش باهاشون رفته بود و توی یکماه اخیرم یه میافرت دوروزه داشته باهاشون)
بعد نشستیم فیلم دیدن تا پنج صبح بعدش گوشیشو کوک کرد خوابیدیم بهش گفتم چ ساعتی گذاشتی
گفت چ ساعتی برات بزارم
صبح ذیدم بیدارشده ساعت نه داره اماده میشه😳بهش میگم کجا میگه گفتم دیشب بهت ک ....هیچی نگفتم بهش ولی دگ خابم نبرده ازصبح(عقد کرده ایم ولی همش پیش همیم)یه چندتا بوس کرد و اب بهم داد و قربون صدقه ک بخواب و بعد گفت من برگردم برای ناهار ؟گفتم هرجورصلاح میدونی و جشامو بستم
واقعا نمیدونم باید چیکارکنم خیلی ریز ریز رو اعصابمه کاراش
واسه دوستاش از خوابش میگذره ولی اگر من بگم بریم جایی اوووووه ک بهانه میاره