خیلی دور نه اخه من تو روستا زندگی میکنم تقریبا یه ربع راهه
بابا گریه نداره که.منم تک دخترم
دخترم ۱۲خرداد 1400 اومد بغلم❤۲بار سقط زیر 8هفته داشتم که علتشون معلوم نشد❤بعد 2سال نتیجه گرفتم❤ ایندفعه با کمک دکتر مهربونم تونستم بفهمم مادر شدن یعنی چی ❤خیلی سختی کشیدم خیلی حرفا شنیدم ولی اونا منو قوی تر کرد❤
یکی از دلایل آرامشم اینه که مهم نیست که دیگران چه فکری در موردم میکنن دیگران اگه فکر کردن بلد بودن یه فکری به حال خودشون میکردن. اگه با نظرام مخالف بودی روم ریپلی نکن چون من نظر خودمو دارم به کسی مربوط نی حتی شما دوست عزیز🤔 من اینجا دنبال شاد کردن شمام پس تو شادیاتون دعوتم کنید به تاپیکتون 😉 اگه دیدی دلت گرفته و کسی نیست باهاش درد و دل کنی و فک میکنی تنهایی بهم پیام بده من همیشه اینجام منتظر تو😊 شاید سنم کم باشه اما تجربه زیاد دارم 😎😁 در اخر (خنده برلب میزنم تا کس نداند درد من ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت 😊)
منکه شب عروسی اینقد خندان بودم اصلا نفهمیدم چه حالیه جدا شدن . ولی شب بعدش مامانم از پشت تلفن گریه من اینور گریه خخخخخ صوهرمم با چشمای گرد شده نگامون میکرد😅😅😅😅😅😅😅