امروز باشوهرم کلی دعوام شد رفته زده با برادرش تو کاری که من واقعا با برادرش مخالف بودم که زورم نرسید بعدش کارش طوریه باید بره شهرای دیگه منم توخونه تنها میگم این کارو نمیخوام میگه زندگی پول میخوادباید تلاش کنی حالا فرداشب خواهرم میاد پیشمون فردا ش میره شهردیگه گفتم مهمون داریم گفت شب پیششونم فرداش باید برم ازشون عذرخواهی میکنم بعدشم خانوادم از شغل دومش خبر ندارن الان میگن اخرسالی کجا میره