نشسته بودم توی هال پدر شوهرمم اومد نشست پیشم گفت امروز چندمه عروس؟گفتم ۲۶ یه چند دقیقه گذشت گفت همین روزا یه مناسبتی هست نه؟
گفتم آره عیده دیگه 🤷🏻♀️ساکت نگام کرد گفت اونو خودم میدونم یکی دیگست گفتم عه؟چهارشنبه سوری رو میگین؟جایی میخوایم بریم؟😍گفت نه یه مناسبت دیگه
گفتم نمیدونم دیگه دیگه پدر شوهرم پاشد بره گفت کم تولدمو یادشون میره مناسبتمم یادشون رفته 😒
خواهر شوهرمم اومد گفت ای بابا روز پدرو میگه چقد خنگی😂