من شوهرم منو تو فرار از دست دوستام ديد يعني روزش امتحان داشتيم درس نخونده بودم بهم تقلب نرسوندن منم باهاشون قهر كردم اونام پشت سرم ميومدن😂😂.شوهرم اونجا ديد يه ماه پيام دادبعد بهم گفت دوست دارم ميخوام باهات ازدواج كنم بعدش ٢٣خرداد ٨٩باهم دوست شديم.٧ابان٩٠رفتيم ازمايش خون و١٧ابان ٩٠ عقد كرديم.😍
هي نگيد'' يه روز خوب مياد باوركنيد همه روزاي خوبتون داره ميره...