از آدمها دلگیرم
دلم میخواهد تنها باشم و احساس میکنم ک هیچ کس درکم نمیکنه
همسرم مرد خوبیه اینقدر ک جز خودمون دغدغه اطرافیانمونم داره ولی اصلا دلم نمیحواهد حواسش ب بقیه باشه قبلا اینطوری نبودم الان اینطوریم چون ب شدت حس تنهایی دارم
دلم میخواهد بخوابم ودیگه هرگز بیدارنشم
خواستم ی تغییراساسی کنم رفتم و موهامو رنگ کردم و کلی هم هزینه کردم اما انگار اوضاع بدترشد
همه فکرمیکنن پولادی ام
همه اطرافیانم فکرمیکنن من هرگز ناراحت نمیشم و تمام دردهاشونو بهم میگن اما من خسته ام
نمیدونم اینها از عوارض زایمانه یا من جدا حساس شدم