با شوهرم خیلیییی خوب بودیم بکسالو نیمه عقدم اصلا باهاش قهرم نکرده بودم
دیشب دعوا نکردیم ولی دوسه تا حرف زدیم کرهم دل من شکست هم اون
اصلا دیشب انگار نه امگار ک بیاد باهام حرف بزنه ارومم کنه فقط گفت تو هروقت میری مهمونی شبش اینطوری اعصابت بهم میریزه(چهره و اندام خوبی دارم خیلیم بخودم میرسم)گفت یا مهمونی نرو یا ازاین به بعد دگ خودتو درست نمیکنی و لباس انچنانی نمیپوشی ک چشمت کنن اینطوری بشی
بعدم خابید چون ازحرفم ناراحت بود هیچی بهم نگفت ک ارومم کنه هیچیییی
امروزم ک کلا سرکاخورده خابیده