2777
2789
عنوان

چرا اینجوری شدم؟؟؟؟

271 بازدید | 24 پست

۶ماهه همش بغض دارم مدام گریه میکنم  ولی سه ماهه که حالم هر روز داره بدتر میشه از شوهرم متنفر شدم وقتی پیشم میشینه حوصله حرف زدن باهاشو ندارم حوصله بیرون رفتنم باهاش ندارم ۶ماهه که عین ادمایی شدم که یه عزیز از دست دادن چون نه دلم به ارایش کردن میرن نه خندیدن

عزیزم شروع افسردگی. حتما برو دکتر

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

شوهرم مونده به دست و پام بیوفته که برم لباس نو بخرم بدم میاد از پولای شوهرم برم خریدی واسه خودم کنم حتی بدم میاد ازش هزارتومن پول بگیرم واسه تو کیفمم

وقتی زایمان کردم خواهرشوهرم دعوای حسابی باهام کرد که هرچی دلش خواست بهم توهین شد شوهرمم پشت خواهرش گرفت از همون سه ماهه نمیتونم با شوهرم خوب بشم از دلم پایین نمیرن حرفاشون

مدام میخوام تو یه اتاق تنها باشم کسی سمتم نیاد

چقد همدردیم من اینقد تو این حال پیش رفتم که آخرسال استعفا میدم و سرکار نمیرم میخوام فقط بمونم خونه

چقدر مشغول آنم که از من، یک من بهتر به بار آید … 🌱

از شوهرت ناراحتی؟

منم همینجوری شدم ولی نه اینکه بدم بیاد از شوهرم پول بگیرم. من فقط دست و دلم به خرید و هیچکار دیگه ای  نمیره. هر روز گریه میکنم. همه میگن بخاطر بارداریه. شوهرم هرکاری کرد نتونست راضیم کنه برا عید خرید کنم. دیروزم با مامانم هماهنگ کرده بود مامانم اومد دنبالم با زور گریه و زاری بردم ارایشگاه موهام رو کوتاه کردم و جلو موهام رو رنگ کردم و اصلاح کردم. 5 ماه بود اصلاح نکرده بودم. وقتی برگشتم خونه خیلی روحیم عوض شده بود و ذوق خودم میکردم. شوهرم به حدی از دیدن ذوقام خوشحال شد که زد زیر گریه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108