2777
2789
عنوان

خیلی عصبانیم

147 بازدید | 15 پست

فردا شب عروسی خواهرزادمه بااینکه خواهرشوهرم دعوت نبود بخاطر اینکه شوهرم بیاد دعوتش‌کردم چون دم شوهرم با دم اجیش بنده تا عصر میگفت باشه با اجیم باهم‌میایم الان زنگش زدم‌میگم چیکاره شدی میگه اجی که گفته من نمیام منم فکر نکنم بتونم مرخصی بگیرم میخواستم پس چطور تا عصر میتونستی مرخصی بگیری حالا یه دفعه نمیتونی ولی میدونم جر وبحث کردن باهاش هیچ فایده ای که نداره هیچی تازه اقا قهرم میکنه بهش برمیخوره تا حالا چندین مورد اینجوری پیش اومده من خیلی بدم میاد که تفسار زندگیمون دست خواهرشوهرمه ولی هیچکاری نمیتونم بکنم الانم که من خونه مامانمم شوهرم خونه اجیش تشریف داره من که زنگش زدم گوشی رو بلندگو بود داشت حرف میزد انقدر عصبانیم کارد بهم بزنی خونم درنمیاد

یارب نظر تو برنگردد

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


عروسی خواهرزاده ت نمیاد؟؟؟؟؟ شما عروسی فامیلای اون میرید؟

با کل فامیل و پدر و مادر و همه قطع رابطه کرده فقط با خواهرش رفت و امد داره میگه این هما کس و کارمه اب میخواد بخوره قبل من خواهرش میفهمه

یارب نظر تو برنگردد
بهش پیام بده بگو مرده شور توو خواهرتو ببره اعصاب برام ادم نمیزارن این مردا 

این پیامو بهش بدم همچین اوقاتمو تلخ میکنه که عروسی به کام‌خودمم‌زهرمار میشه

یارب نظر تو برنگردد
عزیزم تنها برو کلی هم خوش بگذرون اونم جایی با ابجی ش خواست بره نرو .عوضش هر روز مسافرت و اینور اونور ...

عید میخواد باخواهرش بره مسافرت‌ گفنم‌حالا که اینجور شد بهش‌میگم دکتر گفته مسافرت نرو تا حالش گرفته شه اگه قراره هرجا خواستیم بریم حتما خواهرشم باشا همون بهتر که هیچ جا نریم

یارب نظر تو برنگردد
این پیامو بهش بدم همچین اوقاتمو تلخ میکنه که عروسی به کام‌خودمم‌زهرمار میشه

پی توهم اصلن دیگع بهش زنگ نزن بهشم فکر نکن برو با خانوادت عروسی شادی کن واسه خودت تا چش خواهر شوهرت دراد تو با شاد بودنت میتونی خواهر شوهرتو حرص بدی 

دقیقا خوب کاری می‌کنی .تو برو جای دیگه مسافرت 

جای دیگه که نمیاد شوهر من تا بازارم بخوایم بریم زنگ میزنا اجیش بیاد با من تنهایی فقط خونه اجیامن میاد البته اونم به زور و با کلی اوقات تلخی

یارب نظر تو برنگردد

خوب یه روز برو پیش خواهرش براش با زبون بازی توضیح بده ک از این وضعیت خسته شدی و دلت میخواد یبارم تو خانم خونت باشی 

بهش بگو اگ زندگی برادرشو میخواد باید یادش بده ک شما تو الویتی ن ایشون 

البته بدون عصبانیت بگو بعدم بگو ک شما خودت رنی دوست داری خواهرشوهرت خانم خونه ای باشه ک توشی دیگه بحثو ادامه نده و به باقی حرفا برس و بعد بیا خونتون دیگه هیچ چیزی نگو 

باز باران با ترانه محکم خورد رو در خانه در خونمون شکست🙁🙁🙁😕
خوب یه روز برو پیش خواهرش براش با زبون بازی توضیح بده ک از این وضعیت خسته شدی و دلت میخواد یبارم تو ...

عزیزم‌قبلا باهاش حرف زدم‌ مشکل از خواهرشوهرم‌نیس مشکل از شوهرخودمه وگرنه پارسال تابستون خواهرشوهرم اینا رفتن مشهد و شمال ما دوماه بعدش فهمیدیم اون هرجا دلش بخواد میره اصلا به ما نمیگه ولی شوهر من اگه الان‌ یه تصمیمی بگیره فوری به اجیش میگه اگه اجیش گفت نه قیدشو میزنه ولی بمن فقط میگه میخوام همچین کاری بکنم نمیگه نظر تو چیه

یارب نظر تو برنگردد
عزیزم‌قبلا باهاش حرف زدم‌ مشکل از خواهرشوهرم‌نیس مشکل از شوهرخودمه وگرنه پارسال تابستون خواهرشوهرم ا ...

خوب خواهرش باید اونو سرد کنه حالا ک شوهر شما چسبیده بهش وقتی خواهرش دوبار بی تفاوت باشه یا درجواب کاراش بگه برو از خانمت بپرس خوب میشه

باز باران با ترانه محکم خورد رو در خانه در خونمون شکست🙁🙁🙁😕
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز