2777
2789
عنوان

خاطره ی مثبت شدن بیبی چکم

1689 بازدید | 24 پست

از وقتی اقدام کردم ۶ ماه بعدش دیدم باردار نمیشم.رفتم دکتر.خلاصه ۶ ماه دارو استفاده میکردم.باردار نمیشدم.همش گریه گریه.خیلی ناامید بودم.۱ ماه درمونو ول کردم قرار شد ماه بعدش برم آی یو آی.هرمااااه بیبی چک میزاشتم منفی منفی.اونروز دو روز مونده بود به موعد پریودیم.خوابیده بودم.هی تو تخت غلط میزدم حسش نبود پا شم.یهو یادم اومد یدونه بیبی چک تو کشو دارم.به این بهونه از جام پا شدم.خودم میدونستم الان زوده برا گذاشتن و میگفتم این همه ماه دارو مصرف کردم نشدم حالا اینماه ک دارو مصرف نکردم باردار نمیشم.ولی محض بیکاری گفتم برم بیبی چک بزنم.خلاصه ادرارمو ریختم دیدم دوتا خط پررنگ شد.چشام اینجوری شد😲😲😲باورم نمیشددد.ساعت ۱۱ صبح بود سریع زنگ زدم ازمایشگاه گفتم من بیام آز بارداری الان انجام میدین؟گفت آره.بدو بدو رفتم آز دادم

ای جانم خدارو شکر...انشالله برای همه اتفاق بیفته .برای منم دعا کنین فردا باید آز بدم این ماهiui شدم

مهیا و صدرای من زودتر بیاین توی دلم..... مامانی عاشقتونه....من مطئنم با قانون جذب میتونم مامانتون بشم. عزیزی که امضامو خوندیم ممنون میشم برای اینکه این دو تا وروجک زودتر بیان صلوات بفرستی😍😍😍😍😘😘

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

الان بارداری یا بچت بدنیا اومده؟؟

مهیا و صدرای من زودتر بیاین توی دلم..... مامانی عاشقتونه....من مطئنم با قانون جذب میتونم مامانتون بشم. عزیزی که امضامو خوندیم ممنون میشم برای اینکه این دو تا وروجک زودتر بیان صلوات بفرستی😍😍😍😍😘😘

حالا اینم بگم فک میکردم حتما باید دو دفترچه نوشته باشه.رفتم بیمارستان نزدیک خونه پزشک عمومی بنویسه انقدررر شلوغ بود گفتم بیخیال.رفتم پزشک خاتوادم نبودن.رفتم یه مزشک عمومی دیگه برام نوشت.خلاصه آز دادم گفتن ساعت ۴جوابش اماده میشه.

شوهرم هم اونروز ساعت ۳ قرار بود بره کلینیک دکترم آز اسپرم بده.مونده بودم بهش بگم یا نه.با خودم میگفتم اگه صبر کنم ج اماده بشه بیچاره شوهرم آز میده مجبور میشه بیخودی ج  ق بزنه😅...اخه همیشههههه دلم میخواست خبر بارداری مو یجوری خاص به شوهرم بدم

همیشه تو دلم‌میگفتم اینکارو میکنم اونکارو میکنم اینجوری میگم اونجوری میگم.... 

تو یه گروه تل گرام واسه خانومای اقدامی عضو بودم اونجا با یا خانومی دوست شدم ک رفتم حضوری دیدمش و شوهرامون باهم دوست شدن.همونروز اون دوستم قرتر بود کلینیک آی یو آی کنه....خلاصه رفتم جوابو گرفتم مثبت بود.حالا با چشام میدیدم مثبته باورم نمیشد.به خانومه گفتم خانوم این مثبته دیگه؟احمق گفت من نمیتونم بگم باید دکترت تفسیر کنه.بدو بدو رفتم پیش دکتر گفت اره مثبته.نشستم های های گریه کردم....دکتر باهوم حرف زدو ارومم کرد.داشتم میومدم بیرون منشی گفت عه باردار نمیشدی الان مثبت شده؟پس شیرینیش کو؟گفتم خب باشه بعدا

خلاصه دلم طاقت نیاورد زنگ زدم گوشی شوهرم چون کلینیک زیرزمین بود انتن نمیداد.مجبور شدم زنگ زدم اون دوستم گوشیش انتن داد.به شوهرم گفتم مثبته...و کلی تو خیابون گریه کردم....


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز