من توی یه شرکت کار می کنم مسئول دفتر و حسابدارم یه شرکت کوچیکه که دوتا کارشناس فروش هم داره!!!
هی بهم میگم نور چشمی در صورتی که خودشونم می دونن از شرایط شرکت راضی نیستم چند دفعه رفتم تو اتاقشون تا من منو دیدن حرفشون رو قطع کردن.
با هم صبحانه می خوردیم صبح ها! یکی نون می خره منم پنیر امروز رفتم تو اتاق دیدم هم نون خریده هم پنیر گفتم من می خریدم گفتن ما خریدیم که که تو دیگه نخری!
میشه بگید یعنی چی؟ منم اومدم بیرون از اتاق گفتم هر جور راحتید