2777
2789

من توی یه شرکت کار می کنم مسئول دفتر و حسابدارم یه شرکت کوچیکه که دوتا کارشناس فروش هم داره!!!

هی بهم میگم نور چشمی در صورتی که خودشونم می دونن از شرایط شرکت راضی نیستم چند دفعه رفتم تو اتاقشون تا من منو دیدن حرفشون رو قطع کردن. 

با هم صبحانه می خوردیم صبح ها! یکی نون می خره منم پنیر امروز رفتم تو اتاق دیدم هم نون خریده هم پنیر گفتم من می خریدم گفتن ما خریدیم که که تو دیگه نخری!

میشه بگید یعنی چی؟ منم اومدم بیرون از اتاق گفتم هر جور راحتید

گر نگهدار من آنست که خود میدانم، شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خانومن ؟ 

وقتی تو کامنت ها با کلمات و ادبیات چاله میدانی بقیه رو مورد عنایت قرار میدین و آخر حرفاتون این استیکر رو‌میزارین‌😊 با خودم میگم :اوه شت ..آخه لعنتی چطور میتونی تو اوج درگیری انقدر خونسردی خودتو حفظ کنی آخه 🤦🏻‍♀️ 🤦🏻‍♀️😑

بسیار تابلو تو نخته 

~درد یک زن~.برای یک زن چیزی دردناکتر از این نیست که از درون گریه کند و در ظاهر لبخند بزند....ونشان دهد همه چیز روبه راهه و عشق را در درون خود بکشد....و این ناعادلانه ترین بخش زندگی یک زن است

نمی دونم چرا بهم میگن نور چشمی

خب من خسابدارم حسابا دستمه مشتریا منو می شناسن کارشون رو راه می ندازم فقط واسه همینه 

همکارام یه خانم و یه آقای هستن

گر نگهدار من آنست که خود میدانم، شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز