ما دوسال و نیمه ک عقدیم
خواستیم چن بار عروسی بگیریم ک نشد حالا بخاطر دعوای بین خودمون و بعدشم مرگ اقوام
یه ماشین از پدرش زیرپاشه ک چپ میریم راست میایم میگه احساس بدی دارم میگم شاید نیازش داشته باشن و...
حالا باباش ماشین داره ها
ابجیش برامن راننده شده
و اینکه خودمون با وام و اینا ۵۰تایی جور کرده بودیم ک حدود۱۵ تومنشو خرج خونه ای کرد ک قراربود باباش بسازه بدون اینکه ب من بگه اصن
حالا میگم بیا با باقی موندش و طلاهامون ی ماشین بخریم ک تو هی نگی مال خودم نیس و...میگه میخوام عروسی بگیرم
میگم مگه خرج عروسی رو تو قراره بدی؟
میگه اومدیم و قرارشد من بدم
من ک ب بابام نگفتم چیزی ولی باید ی مقدار تو دستم باشه
بعد میگم خب اگه قرار تو بدی من عروسی نمیخوام اصن
یا ی عروسی کوچیک میگیریم
چ نیازه عروسی ۱۰۰۰ و خوردی نفری بگیریم
میگه تو چکاره ای نظربدی؟
واقعا من باید چکارکنم؟