2777
2789
عنوان

سوتیییی🙈🙊💩

| مشاهده متن کامل بحث + 2770 بازدید | 130 پست

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ی بارم نمیدونم خلاس سوم چهارم بودم. غروب خوابیدم موقع شام بیدار شدم. هوا مهتابی بود. منم فک کردم صبح ...

وای مردم ازخنده خخخخخ

یه بارم مادرشوهرم عصری بیدار شد صبحونه میخواست بنده خدا

معرفی کتاب: دزیره، بازمانده، صد سال تنهایی، ناطور دشت، دروغگویی روی مبل، مغازه خودکشی، سگ ولگرد، دارالمجانین، بوف کور، تادیب، زن زیادی، سه قطره خون، بازگشت، دنیای ناتمام، چهل و یکم، من پیش از تو، چشمهایش، آسو، بیکران تنهایی، وقتی نیچه گریست، شازده کوچولو، مسخ، مدیر مدرسه، زنده به گور، بنجامین باتن، مکالمه با یک گاو پرست، بادبادک باز، هزارخورشیدتابان، قلعه حیوانات، دختری که رهایش کردی، ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، جنایت و مکافات، کیمیاگر...

من یجا گفتم اینو.باز میگم.زنگ زده بودم دفتر مرجع تقلید منشی مرد بود گوشیو برداشت گفت بله.هول شدم گفت سلام خسته شدم.مرده هم قشنگ گفت خسته نباشی.اب شدم دیگه😓😓😓

درخواست دوستی از طرف اقایون ببینم گزارش میزنم درجا😊😊
یه بارم مامان بزرگم خواست به مهمون تعارف کنه شیرینیا رو بخورین ونمونه گفت میخوام بدمشون به سگامون بخ ...

با خواهر شوهرم داشتیم بستنی میخودیم .مادربزرگشون میخواست بگه بخورین جون بگیرین@_@گفت بخورین جون بکنین😂bekanin

سر سفره پسر عموم اومد به مامانم بگه زن عمو ممنون،گفت زن عمو الهی شکر😐😂😂😂

خیلی تاپیک باحالی عزیزم دستت درد نکنه کلی خندیدم

معرفی کتاب: دزیره، بازمانده، صد سال تنهایی، ناطور دشت، دروغگویی روی مبل، مغازه خودکشی، سگ ولگرد، دارالمجانین، بوف کور، تادیب، زن زیادی، سه قطره خون، بازگشت، دنیای ناتمام، چهل و یکم، من پیش از تو، چشمهایش، آسو، بیکران تنهایی، وقتی نیچه گریست، شازده کوچولو، مسخ، مدیر مدرسه، زنده به گور، بنجامین باتن، مکالمه با یک گاو پرست، بادبادک باز، هزارخورشیدتابان، قلعه حیوانات، دختری که رهایش کردی، ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، جنایت و مکافات، کیمیاگر...

خانواده همسرم خیلییی تعارف بلدن منم کم میارم . یکبار فامیلشون بهم میگفت منزل ما گدا منزلی بیش نیست تشریف بیارید , منم که خدای سوتی یک سر تکون دادم داشتم نگاش میکردم گفتم آررررره همینطوره .... بنده خدا تو افق خیره شد😲😲😲😲

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود ❤️ ✨

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  17 ساعت پیش
توسط   مورچه۲  |  17 ساعت پیش