2777
2789

چقدر بردن یکی بگه :(

دفتر خاطرات 6 سال قبلمو پیدا کردم :) همش نوشتم کاش من و علی تا آخر عمر با هم بمونیم :|                  حالا نموندنمون هیچ :(          چرا هر چی فکر میکنم یادم نمیاد علی کیه ؟  :/

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

محمد نادری خیلی باهوشه.

اول برنامه که جواب سوالها رو که روی توپ تنیس نوشته شده بود میخواستند در بیارند، برای یادآوری حریفش مدام جوابهای درست رو تکرار میکرد : 

علی دایی

فرگوسن

کاپولا

خیلی زیرکه...

برنامه ریزیش دقیقه...

حریفش امسال جوون و کم تجربه بود. اگر دهه شصتی لااقل بود، ارتش سری رو میگفت

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
مهدی یغمایی چقدر بی جنبه اس همش عصبی میشه انگار نه انگار بازی 

واقعا ادم پاک و ساده اییه اخرشم خیلی تبریک گفت بیچاره تازه اگه اونا چیزیو خوب و سریع میگفتن سریع می پرید میگفت ماشالا یه جایی ام که اونا نگفتن همش میگفت اره واقعا سخت اقتاده بهتون و فلان اگه عصبی بود بخاطر جو مسابقه بود واقعا ادم اون شرایط جوگیر میشه و حرص میخوره ولی فقط گیرش به یار خودش بود مث مهران غفوریان گیر نداد به داوری و سوالا و قهر کنه اونو میگن بی جنبه 

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.

یا مثلا اون مرحله که نگه داشتن وزنه بود چون فهمید همبازیش توانش کمه، استراحت درخواست نکرد. گفت بعد از استراحت چند ثانیه بیشتر نمیشه نگه داشت.

بسیار باهوش و برنامه ریز هستش

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
واقعا ادم پاک و ساده اییه اخرشم خیلی تبریک گفت بیچاره تازه اگه اونا چیزیو خوب و سریع میگفتن سریع می ...

مهران غفوریان که متنفرم ازش عقده ای فقط میخواد برنده شه فک میکنه خیلی نمکه

 از زمانی که تو را بین خلایق دیدم مثل یک فاتح مغرور به خود بالیدم
یا مثلا اون مرحله که نگه داشتن وزنه بود چون فهمید همبازیش توانش کمه، استراحت درخواست نکرد. گفت بعد ا ...

اره خیلی دقیق بودن تنها گروهی که مث اینا بودن امیرعلی نبویان و میثاقی بود که مهران غفوریان با داوری بردشون مسابقه قبلی 

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
اره خیلی دقیق بودن تنها گروهی که مث اینا بودن امیرعلی نبویان و میثاقی بود که مهران غفوریان با داوری ...

اون گروه رو متاسفانه ندیدم. ولی باز هم گمون نکنم حریف بصل النخاع میشدند.

یغمایی و نادرز

یا باربد و نادری دیگه گروه وحشتناکی میشن

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
مهران غفوریان که متنفرم ازش عقده ای فقط میخواد برنده شه فک میکنه خیلی نمکه

.مث بچه ها حرف میزنه همش اصلا جنبه مسابقه نداره تو مسابقه شام ایرانی ام انقد بدجنس بازی دراورد و به همه نمره کم داد که فقط خودشش ببره به نظرم شخصیت خودشو خراب میکنه اینجوری قبل این مشابقات من خوشم میومد ازش ولی الان نه

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
.مث بچه ها حرف میزنه همش اصلا جنبه مسابقه نداره تو مسابقه شام ایرانی ام انقد بدجنس بازی دراورد و به ...

منم تو شام ایرانی ازش بدم اومد.

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...

گروه حسین رفیعی و نیما کرمی هم خوب بودند

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
اون گروه رو متاسفانه ندیدم. ولی باز هم گمون نکنم حریف بصل النخاع میشدند. یغمایی و نادرز یا باربد و ...

اره دقیقا  ...خب ندیدی مسابقه قبلی بود ینی انقد سریع میگفتن حدود سی تا جلو بودن بعد با سبد طلایی غفوریان برنده شد البته از اونا با داوری خیلی نمره منفی کم کردن ولی بازم جلو بودن ینی شب اولم بودن یادمه تا سه ماه همه تو پیج رامبد میگفتن حق اونا بوده ببرن😂

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
اره دقیقا  ...خب ندیدی مسابقه قبلی بود ینی انقد سریع میگفتن حدود سی تا جلو بودن بعد با سبد طلای ...

جدی؟

بعدا ایشالا ببینم.

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
جدی؟ بعدا ایشالا ببینم.

اره ببینش باحال بود 😁😘

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792