2777
2789
عنوان

جالب انگیز

121 بازدید | 13 پست

میخواستم تاپیک بزارم نمیدونستم چی بزارم.بیایید یه چی بگیم.جالب باشه هااا.دلم خواست یه خاطره بگم.بگم؟الان میگم.اول راهنمایی بودم شلوار مدرسم واسم گشاد بود با سنجاق قفلی اندازش میکرد مامانم واسم.خیلی گشاد بود.منم لاغر و جوجه.یه روز داشتم میرفتم مدرسه تو کوچه خونمون عطسه کردم سنجاق قفلیه باز شد شلوارم از پام در اومد.همین.اصلن خنده نداره

کینه ای نیستم ولی الزایمرم ندارم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ترکیدم😂😂😂😂😂

💕💜😎والا الان خوشگل زیاد شده...قدیما دو سه نفر بیشتر نبودیم😎💜💕خدای مهربون هرکی امضام رو میخونه به قلبش آرامش بده اگه مشکل مالی داره مشکلش رو حل کن، اگه بچه میخواد دامنش رو سبز کن. اگه قرض داره قرضش رو ادا کن، اگه گرفتاره گرفتاریش رو  رفع کن، اگه عاشقه به عشقش برسونش، اگه مریض داره خوبش کن، اگه خونه نداره  خونه دارش کن  خدای خوبم از غیب مال ونعمت براش ببار تو بزرگی من به عظمتت شک ندارم. همیشه کنارم بودی دستم رو گرفتی  پناهم بودی، کنار این عزیز باش دستش رو بگیر پناهش باش. آمین

یه بار برف باریده بود من اون موقع سال اول دانشگاه بودم موقع امتحانات ترم بود میخواستم برم تو سالن تو حیاط چندتا پسر بود که داشتن حرف میزدم منم که رسیدم نزدیک اونا یهویی پام سر خورد نزدیک بود جلو اونا با پشت بیوفتم خوب شد تعادلمو حفظ کردم وگرنه آبروم میرفت

خدایا شکرت
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792