بابابزرگ و مامانبزرگ خدا بیامرزم یه هفته جلوتر میرفتن بازار با همون بازنشستگی بابابزرگم کلی خرید میکردن با ذوق که بچه هامون میخوان بیان...ولی من دلم میسوخت...حدودا پنجاه نفریم به دختراش که سه تا بودن بیست تومن میداد به نوه ها ده تومن به دامادا لباس....
درسته اوضاع خرابه اما دست مامان باباها و پولشون برکت داره...هیچوقت کم نمیاد انگار