یوسفم گر نزند بر سر بالینم سر، همچو یعقوب دل آشفته ی بویش باشم
ما گذشتيم و گذشت انچه تو با ما كردي
تو بمان و دگران واي به حال دگران
رد شدو ديد كه در مخمصه اي ناجورم.من از آن روز به بازمانده شدم مشهورم.اوج درماندگي ام گفت موفق باشي😕يادم افتاد همان جمله سر كنكورم😔 من پشيمان نيستم اما نميدانم هنوز،،،دل چرا در بازي نيرنگ ها يكرنگ بود....