من یک کاربری دارم
ولی خواستم اینو بهتون اینجا بگم
یک دختری هست پدرش فوت کرده
مادرش به پدرش خیانت میکرده و طلاق گرفتند
بعد طلاق باباش فوت میکنه
این دختره دانشگاه یک شهر دیگه قبول میشه و میره خوابگاه و مامانه صیغه میکنه با یک پسر دیگه که زن داشته پسره جوون بوده بهش خیانت میکنه!!!
و طلاهای دخترو میبره و ماشینشون هم میبره جنوب!
زنه میره ماشینو برگردونه با یک مرده دیگه برمیگرده و بعد یک مدت با همون مرده دوست میشه که بهش کمک میکنه ماشینو برگردونه
مرده دومیه میگه من زنمو طلاق دادم درحالی که زنش اون موقع حامله بوده
بعد همین دختره میفهمه و به مامانش میگه
زنه میگه اشکال نداره و ادامه میده!
بعد با یک مرد دیگه همزمان دوست میشه و اونم میاره هرچند وقت یکبار
به دختره که دانشگاه ش تموم شده و ارشد و یک روز میره شهر دیگه میگه شب برو بیرون نیا خونه مرد اوردم
دختره یک شب خونه بوده مامانه مرد میاره دختره از اون روز قهر کرده و میره خونه خالش
به خالش دردشو میگه و همه باهاش دعوا میکنند
با مامانه
بعد این بچه چون فرزند خونده بوده
همش مامانه داره اذیتش میکنه و میگه اسمتو درمیارم و فلان
دختره باورتون میشه ده کیلو لاغر کرده
نگبهان زنگ زده بهش این مرده کیه خونه تون میاد
دوست های مادرش زنگ میزنند و دخترو اذیت میکنند
درحالی که خونواده مادره پشت ش اند
دایی دختره هم مادره رو با مرد دیده
خواستم بگم دخترهایی هم هستند که با وجود مادرهای بد پاک اند!