خانما من با برادر شوهرم قهربودم بعدش آشتی کردم حالاهم با شوهرم کار میکنن در کل ازکار کردن باهم ناراضیم ولی چاره ای ندارم حالا ناراحتی من اینه برادر شوهرم رفته یه شهر دیگه شوهرم سرشب زنگ زده رسیدی خداروشکر اونم گفت آره دوباره نمی ساعت پیش زنگ میزنه خاموش بوده میگم چرا ای نقد زنگ میزنی میگه دوباره کینه داری بخاطر اینکه دلواپس شدم همش منو متهم کرد حالا حق با کیه