8ماه پیش باردار شدم ولی قلبش تشکیل نشد و مجبور شدم بندازمش، از وفتی موعود حاملگین که باید بچه به دنیا میومد رسیده دوباره حس زمانيو پیدا کردم که تازه سقط کرده بودم و تو خودم خیلی غصه میخورم، از یه طرف خیلی ذز فامیلای شوهرم بعد سقط من باردار شدن و وقتی میشنوم ناخوداگاه حسرت میاد تو دلم امشب هم دوباره یه خبر بارذاری ذیگه شنیدم و خواهر شوهرم تیکه انداخت به ما که داره برای شما دیر میشه، اومدم خونه به شوهرم گله اشو کردم اون که میدونه من سقط کردم چرا اینو تو جمع میگه شوهرمم شاکی شد که چرا دهن بینم و بد برداشت میکنم و به راهی نگفته، و دعوا و قهر کرد، من پیش شوهرم همش به دروغ میگم بچه نمیخوام ولی در واقع خیلی زیاد دلم میخواد و او حسرت بچه از ذست رفته ام دارم میسوزم خیلییی ناراحتم و دلم گرفته
چرا دوباره حامله نمیشی 8 ماه ذشته من 2ماه بعد سقطم باردار شدم جون اصلا تحمل نداشتم تا وقتی فهمیدم باردارم همش فکر بچه قبلی بودم روز و شب نداشتم همینکه باردار شدم حالم خوب شد
قرار نیست دوباره تکرار بشه نگران نباش از هر چی بترسی سرت میاد فقط به این فک کن که سالم به دنیا ...
ففط از خدا بچه سالم میخوام همین، قبل بارداریا مجددت دکتر رفتی یا خود به خود افدام کردین؟ من دکتر دارم میرم وفته سونوگرافی بدم وضعیت جسمانیمو بسنجه و ازمایش اسپرم شوهرم بده ویتامین و اسید فولیک هم میخورم شما هم اینکارا رو برای بارداری دوم کردی؟
ففط از خدا بچه سالم میخوام همین، قبل بارداریا مجددت دکتر رفتی یا خود به خود افدام کردین؟ من دکتر دار ...
بیمارستان گفت تا 6 ماه باردار نشو رفتم دکتر گفت نیازی نیست ماه بعد اقدام کن گفت خیلی ها بعد سقط دیر باردار شدن ریسکه برات هیچ دارویی نداد جز آهن ماه بعدشم باردار شدم