انگار داشتی زندگی مادر منو توصیف میکردی. فقط با این تفاوت که مامان من کلید خونه رو داره و بابام زیاد خونه دوستاش میره و گاهی شب نمیاد خونه.
بابام انقدر به مامانم تهمت میزد که آخرسر دست خودش رو شد... خیلیم ظاهرش موجهه و کسی جز ما نمیدونه چه غلطی میکنه.
اشتباه مامانم این بود که رفتارهای بابامو دید و کاری نکرد... نرفتن پیش مشاور.مشکلات رو هم جمع شدن. الانم به خاطر من زندگی میکنه. که پس فردا بهم نگن بچه طلاق.
به نظرم حتما این زندانی کردن هارو به کسی که ازش حساب میبره بگو. بزرگتر های فامیل رو واسطه کن. اصلا رفتارش درست نیست. شما هم خیلی عاقلی. آفرین روشت درسته اما کافی نیست. باید برای شما توضیح بده چرا این کارارو میکنه. حتما و قطعا یه دلیلی داره.
هیچ وقت خونه مادرت نرو. بمون خونت. حتی برای قهر هم نرو. بدون اونجا خونه خودته و اختیارش با توست.
خیییلی باهاش صحبت کن. اگه چشم چرونی رو تکرار کرد مستقیما بهش بگو این کارت درست نیست. اصلا میتونی احادث کنترل نگاه رو بهش نشون بدی تا براش یادآوری بشه اگه دین و ایمون حالیش میشه. تاکید کن که به چه دلایلی باهاش ازدواج کردی.
عزیزم من دقیقا میفهمم چی میگی. برای اینکه چرا نمیتونی جلوش وایسی و نمیتونی بهش بگی دلم میخواد لاک بزنم موهامو رنگ کنم سرزنشت نمیکنم.چون میدونم چی میگی. مامان من هم بچه داشت هم از نظر مالی وابسته داشت و خانوادش خیلی حمایت نمیکردن.
این مشکل شما خیلی بزرگه. مامان من پشیمونه که قبل از بچه دار شدن طلاق نگرفت. پشمونه که چرا شغلش رو به خاطر بابام ول کرد و الان...
حتما حتما حتما برو پیش یک مشاور خوب و دلسوز. میدونم تو این شرایط اقتصادی آدم زورش میاد خرج اضافی بتراشه اما باور کن اینجوری نمیشه. برو اونجا بهت راهکار حساب شده بده که باید چیکار کنی. بشینی حرص و جوش بخوری که فایده نداره. اول خودت تنها برو. تمام سوءظن ها و احتمالات رو بگو. و اینم بگو اگه بهت ثابت شه خیانت میکنه و گذشته بدی داشته تصمیمت اولیه ات چیه. مشاور خوب همه راه هارو بررسی میکنه و راه درست رو پیشنهاد میده. شاید همه اینا سوءتفاهم باشه. شاید خیانت باشه و ادامه زندگی به نفع هردوتون باشه و بگه دوتایی بیاین تا زندگیتون رو از نو بسازین. شایدم شما شرایطی داشته باشین که صلاح باشه خدایی نکرده جدا شین
ما برای جسممون خوب خرج میکنیم اما نوبت مشکلات روحی میشه میگیم حالا واجب نیست. عزیزم مشاوره رو جدی بگیر💗