😂😂😂منم دوسه تا از خواستگارام که واقعا عالی بودن بد موقع اومدن مثلا اول دبیرستان که خب بچه بودم ...بعد هی هرسال کیفیتشون کم شد الان چند وقت پیشا یکی اومد از سوسولای داغون بابام شنیده بودم کی زنگ زده خواستگاری دلش میخواست خفه اش کنه حتی نذاشت بیان 😂
چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂 چیزی که وحشتناک بود حس می کردم نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده 💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست دارهیه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
من انقدر از این خاستگارا ک سرشون ب تنشون نمی ارزه داشتم و گاهی خوبمبودن ولی ب نتیجه نمیرسیدیم و اختلاف نظر داشتیم ... آخر سر خسته شدم ب مامانمگفتم دیگه هیچ کسو راه نده....بعده یکسال ک کلا از تفکر ازدواج و این چیزا اومدم بیرون همسرم اومد خاستگاریم و خدا خواستو شد..باید ی مدت بیخیال بشی و فکرتو آزاد کنی تا بتونی راحتتر تصمیم بگیری
والا 😂😂😂😂😂😂لامصبا 😂😂😂امیدوارم دوباره به دوران اوج برگردن خواستگارا😆
چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂 چیزی که وحشتناک بود حس می کردم نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده 💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست دارهیه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.