ای باغ، خزان شو که بهاران همه رفتند
خوش باش به زاغان، که هزاران همه رفتند
گلها که به ابرو همه را چین خزان بود
دیدند که برف آمد و باران همه رفتند
سردی به میان آمد و سرو و گل و شمشاد
برخاسته از گوشه کناران همه رفتند
طوفان نه چنان ساده که سازد به گلی چند
کاجان همه خفتند و چناران همه رفتند