دیشب میخواستم شارژرمو از برق بکشم بیرون یهو با پریز برق کنده شد شوهرم سر همین اتفاق مسخره گفت ازت خسته شدم دیگه نمیخوامت برات شوهر زیاده برو با یکی دیگه خیلییی دلم شکست یاذ خرفاش میفتم اشکام بند نمیاد، امشب هم فرار بود بریم خونه مامانش زنگ زد وفت نیا من میخوام با مامانم بره خونه مادر بزرگم امشب روز زنه، من تنهام با دل شکسته و شوهرم کنار مادرش..