2777
2789
عنوان

ی حس عجیب

218 بازدید | 9 پست

سلام

من دانشجوی حقوقم ی دانشگاه دور از خونه و‌خانواده

چند ماهیه که شبیه ادمای عادی نیستم

کاملا تنهام ولی نه دیگ واسم سخته ن میتونم با کسی قسمتش کنم، حس میکنم خیلی وقته که دیگه نسبت به هیچچیز و هیچکس حسی ندارم ونخواهم داشت...

اصلا همه چی یجوری شده

زندگیم بی معنیه فقط درس و خواب..

خیلیها تو دانشگاه خواستن باهام باشن ولی هیچوقت نمیتونم اعتماد کنم به کسی و غرورمم نمیزاره پیشنهاد کسیو قبول کنم اوایل که همه جفت بودن تنهایی برام سخت بود ولی الان شده ی عادت ی حسی ک همیشه باهامه،اگ با کسی هم بخوام دوست شم حس میکنم حالم بد میشه و استرس میگیرم.کلافم نمیدونم چمه و چیکار کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وا ... برو مشاور... نذار اینطوری بمونی افسسردگی میگیری اخرشم خودکشی  

بالاخره جمع سه نفره ما، چهارنفره شد... نورای عزیزم بدنیا اومد😍 لئا و نورا فرشته های زندگیم💚👸👱‍♀️.... اپدیت جدید امضام ما پنج نفره شدیم و یه گل پسر به جمعمون اضافه شده... درهرصورت همگیشون فرشته های زندگی منن ، خدایا پشت و پناه تمام بچه ها باش💋

الان چی؟هنوزم همون حس هارو داری؟

یکم کمتر شده ولی از بین نرفته و اینکه بخوام با کسی باشم همیشه همین حسی که تو داری رو بهم میداده متاسفانه همه اطرافیانم دارن و ازش لذت میبرن ولی من نمیدونم چرا حس خوبی نسبت به این ماجرا ندارم☹و حس تنهایی رو با تکرار روزمرگی و اینکه بهش فکر نکردم کمی بهتر شده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز