عزیزم اول ازدواج من سرکار بودم شیفتی.یعنی درطول هفته آف داشتم.اخرهفته سرکاربودم.شوهرم تقریبا بیکار بود و من قسط و اجاره و اینارو میدادم.مادرش اومد خونم گف ب ما چ تو سرکاری.تو برو سرکارت.پسرم هرهفته پنجشنبه و جمعه باید بیاد شهرستان پیش من.
بجای تشکرکردنشونه
خداروشکر بعد ۴سقط مکرر صاحب دوتا گل پسر شدم،قسمت همه خانمای اقدامی