2777
2789
عنوان

اندکی تأمل 🌻

111 بازدید | 0 پست


فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. روزی استاد به او گفت که دیگر شما استاد نقاشی شده ای و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم.


شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد

اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند.


غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .


استاد به او گفت: آیا می توانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد، و این بار  نیز  رنگ و قلم  نقاشی را کنار تابلو  نقاشی قرار داد و در گوشه ای از تابلو نوشت:


" اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمائید "


غروب که برگشتند دیدند تابلو دست نخورده مانده است. استاد به شاگردش گفت:


همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات و توانایی اصلاح نه!

مصاف بود و جنگ بود، امام ما حذر نکرد 🌷فداییان خویش را برای خود سپر نکرد🌷به روی قلب میهنم به افتخار حک کنید🌷که مـــرد بود رهبرم، فرار از خطر نکرد 🌷بسوز ای سعی باطل، پرچم ایران 🇮🇷 نمی سوزد ☆ نمی دانی مگر در شعله ها، ایمان نمی سوزد ؟ ☆ گمان بردی که این بار، این حکایت فرق خواهد کرد؟ ☆ خدا فرعون را یکبار دیگر غرق خواهد کرد... ☆ مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل ✊🏻ما مثل هم نیستیم، ما از نسل حیدر کراریم♡شجاع و نترس♡وارث حیدر خیبر شکنیم♡نوبت ماست در از جا بکنیم. خیبر، خیبر یا صهیون👊🏻 تولد ۴۷ سالگی🎂خدایا شکرت 😍🤲🏻

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792