2777
2789
عنوان

...یه قصه دارم...

| مشاهده متن کامل بحث + 37901 بازدید | 449 پست

ووویی☹☹ 

عزیزم من خوابم گرفته فردا ادامشو میخونم فقط ازت میخواستم که اگه میشه چندتا رمان خوب بهم معرفی کنی به صورت pdf بخونم مثل همین رمانای ۹۸ia مثلا من اجبار اختیاری و هیچ کس مثل تو نبود یا باورم کن رو خیلی دوس دارم از ان داستانای خانی یا پسره پولدار دختره براش کار میکنه یا دعوا دارو بعد عاشقو،،،،،لطفا کمکم کن محتاج رمانم😂😊☹

یه دختر لاغر سیاه بامزه با چشمای سیاه...به قول گیلانیا کاس چوم!!

این دختر یه برادر کوچکتر داشت که اون تو بچگی به خاطر اینکه افتاده بود تو چاه فوت شده بود...دختره اینجا ۱۸ سالش بود و پسر خان نزدیکای ۳۰ سال داشت.. 

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ووویی☹☹  عزیزم من خوابم گرفته فردا ادامشو میخونم فقط ازت میخواستم که اگه میشه چندتا رمان خوب ب ...

عابر بی سایه رو شروع کن..پشیمون نمیشی  

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
خوندم اونو نمیخوامم زیاد غمگین باشه ☹😊

رمان دلشوره . آرام در تنهایی 

❤ باش آغرسی:گجه چاغی یاتمادیم باش یاستغینا آتمادیم دئیب دوردوم وای باشیم توکدو گوزدن یاشیم هچ آنام دا یاتمادی باش یاستغینا آتمادی باشیم اوسته دایاندی شام کیمی منه یاندی درمان ایچیردی احمال باشیما گویدو دسمال دینجلیب یوخلادیم من آنا چوخ چوخ ساغول سن آنا الین وار اولسون گونلونده کدر سولسون❤

وازدواج اینا با مخالفت های فراوان  سر میگیره ...زن اولش می خواد بزاره بره که مادرش جلوش رو میگیره و مجبورش می کنه که بالاسر زندگیش وایسه...زنش  مجبور می کنه پسره رو که یه قول بده که اولا دختره رو صیغه کنه و وقتی بچه رو اورد کاملا از زندگیشون پرتش کنه بیرون دختره رو

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
خوندم اونو نمیخوامم زیاد غمگین باشه ☹😊

تقلب...در همسایگی گوزیلا....ته دیگو پس بده

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
خوندم اونو نمیخوامم زیاد غمگین باشه ☹😊

رمان عشق و احساس من خیلی قشنگن

❤ باش آغرسی:گجه چاغی یاتمادیم باش یاستغینا آتمادیم دئیب دوردوم وای باشیم توکدو گوزدن یاشیم هچ آنام دا یاتمادی باش یاستغینا آتمادی باشیم اوسته دایاندی شام کیمی منه یاندی درمان ایچیردی احمال باشیما گویدو دسمال دینجلیب یوخلادیم من آنا چوخ چوخ ساغول سن آنا الین وار اولسون گونلونده کدر سولسون❤
فعلا يه رمان خوب نيست همه اش ابكي ومسخره اس

موافقم...قبلا خیلی زیاد بود...

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
موافقم...قبلا خیلی زیاد بود...

استارتر زود بگو بعدا جوابارو بده معتلم نکن

❤ باش آغرسی:گجه چاغی یاتمادیم باش یاستغینا آتمادیم دئیب دوردوم وای باشیم توکدو گوزدن یاشیم هچ آنام دا یاتمادی باش یاستغینا آتمادی باشیم اوسته دایاندی شام کیمی منه یاندی درمان ایچیردی احمال باشیما گویدو دسمال دینجلیب یوخلادیم من آنا چوخ چوخ ساغول سن آنا الین وار اولسون گونلونده کدر سولسون❤

دختره ازدواج کرد باپسره..ولی عملا صیغه یکساله شده بود و قشنگ با پول و اینا خرش کرده بودن..این دختره خیلیی مهربون بود یعنی جوری که همه خدمه عاشقش بودن ولی زن خان و پسر و عروس ازش متنفر بودن...خیلی بهش سخت می گرفتن ..عملا تو همه ی مهمونیایی که برگزار می شد تو پستو بود...هیچ مهمونی هم دعوت نمی شد...بهش اجازه خرید یا چیزی نمی دادن و همه ی لباس های دست دومه عروس می رسید...و 

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

کافی بود سر سفره فقط یه اظهار نظر ساده کنه تا در حد فحش ..بهش بتوپن...اسم زن دومش سنا بود..و زن اولش اسمش رو نمی دونم ...گمونم سیما بود

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ورزش رزمی

mozhgan_sd | -21 ثانیه پیش
2834
2835
2108