سلام بچه ها میشه راهنماییم کنید ،من تو ی دفتر مشاور کار می کنم ی خانم هم حالت منشی داره اونجا همش قران به دست میگیره و بیکار شدنی توسل میخوند ایشون با شوهرش به حالت قهر پاشده اومده شهرستان و همش بهم میگفت که شوهرم بهم خیانت کرده بود تو خونه خودم گرفتمش شوهرشم نظامیه و دوست ریس شرکت؛جز خانمایی که با همه مردا لاس میزنه و باهمه میخنده شوخی های بد داره؛ دیروز ریس شرکت رفت طبقه بالا بلافاصله این خانمم رفت پشت بندش ،داخل دفتر همکارای مرد خیلی زیادی اومدن منم تنها بودم سیستمم رو برداشتمبرم بالا در و زدم برم داخل باور نمیکنید چی دیدم ریس شرکتمون رو زمین که خوابیده بود ی هویی پرید اونطرف هر دو دست و پاشون گم کردن برگشتم دیدم کل دگمه های مانتو خانمه بازه و عین بید میلرزید ریس شرکت به بهانه کلید ماشین من و فرستاد پایین اومدم دیدم دگمه هاش و بسته نشسته بچه ها کمکم کنید حالا من چیکار کنم به نطرتون به همکارای دیگه بگم مواظب خودتون باشید این زن بدکارست؟ میدیم روزای جمعه هم میامد دفترنگو ....زن ربس شرکت ی خانم محترم پزشک هستش؛خودمم دیگه امنیت جانی ندارم میخوام از شرکت دربیام به نطرتون چکار کنم به همکارام بگم؟؟؟؟
شما به اقایون بگی فایده نداره چون اونی ک دنبال این داستان هاست تازه خبردارش کردی ک تو شرکت خودتونم هس همچین زنی اون اقاییم که دنبال این چیزا نباشه که کلا دنبال دردسر نیست
اینطوری آبروی رئیستون رو میبری ولی به خانومه بگو انقدر هرزه نباشه
یبار تو جمع دوستام به یکی گفتم سفسطه نکن عزیزِ من گفت چی؟ گفتم سفططه نکن😐 گفت یبار دیگه بگو🤨 گفتم سسفطه نکن😶 هیچی دیگه دوستیمو باهاش بهم زدم لعنتی خیلی پیگیر بود😕