باران که می بارد ،
پشتِ هر کدام از این پنجره ها ؛
در این خانه های پر از سکوت ،
چه بُغض های تلخی می شکند ..!
چه ناله ها به آسمان می رود ..!
شانه هایی که میلرزند ..
آغوش هایی که خالیست ..
و آنی که باید نیست ،
تا دلِ بی تاب و بیقرار را ،
رام و آرام کند ..
اَمان از عشق....
اَمان از روزهای بارانی....
که حساب و کتابِ دل را بهم می ریزد ...

✒ باران قیصری