2777
2789
عنوان

قصد خیر یا شوم

293 بازدید | 26 پست

یادمه از لحظه ای ک پسرعموم اومد خواستگاریم داداشم داغون شد خیلی ناراحت بود و مرتب به من میگفت اگه یه درصد راضی نیستی بمن بگو همه چیش پای من 

ولی من سکوت کردم و عقد کردیم شوهرم میومد پیش من 

به گوش داداشم رسیده بود همش پیام میداد میگفت عقد کردی ک محرم بشی و بشناسیش

فقط برای شناخت 

مواظب باش پاشو از گلیمش دراز تر نکنه 

با بابام یه مدت چپ افتاد ک چرا خواهرمو شوهر دادی 

شوهرم واقعا خوبه از همه نظر خداروشکر ولی یکم وضع مالیش خوب نیست همین 

یکسره داداشم میگفت مریم حقش این شوهر نبود باید درسشو میخوند دستش تو جیب خودش بود 

دیگه علنا نفرتش به شوهرم رو ابراز کرد بمن کفت به شوهرت بگو خونه من نیاد 

تو هر مهمونی ک شوهرم بود نمیومد باهاش سلام علیک نمیکرد اگه میدیدش 

شوهرم اول بی تفاوت بود ولی بعد خیلی بهم میریخت و حتی یبار جلو من گریه کرد گفت این ایا پسرعموی منه هم خون منه به چه حقی این حرفارو پشت سرمن میزنه 

الان یکساله ما ازدواج کردیم 

گفتم ک شوهرم وضع مالی خوبی نداره 

درآمد داره ولی میره برای قسطا 

شوهرم الان پاشو گذاشته رو همین نقطه ضعف 

داداش من خیلی وضعش خوبه تو کار قطعات موبایل 

و از چین میره جنس میاره میخواد چند تا نمایندگی بزنه تو شهرهای مختلف 

اون شب رفته بودیم خونه بابام بمن گفت برات یه سرور می‌خرم با اینترنت و همه چیش وصل میکنم به مغازه اصلیم تو به صورت مجازی کل مغازه رو کنترل میکنی

 اونجا یه شاگرد دارم فقط ک نقش مترسک داره حتی مشتری ک جنس خرید مبلغ تو کارت خوان رو تو از سیستم وارد میکنی شاگردم فقط کارت میکشه 

خلاصه مغازم ده ساعت روز کامل دست تو باشه 

تا من خیالم ازین راحت بشه بتونم کارمو گسترش بدم حقوقت هم از ماهی یه تومن شروع میشه بعد چند ماه باهات درصدی کار میکنم 

وای ک انگار دنیا رو بهم دادن 

من ک لیسانس زبان دارم بیکارم این پیشنهاد خیلی میدونست حالمو خوب کنه 

ولی به محض ک به شوهرم گفتم گفت یا من یا این کار😔خیلی حالم بد شده اصلا ازش متنفر شدم 

مجبور شدم به داداشم بگم نمیتونم قبول کنم ولی حالم اصلا خوب نمیشه

...

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

موقعیت سختیه ... ولی باید اول رو روابط همسرت و برادرت کار کنی .چرا با برادرت صحبت نمیکنی که همسرت رو دوست داری و ازش راضی هستی

 گفتم که لبت گفت لبم آب حیات            گفتم دهنت گفت زهی حب نبات                                                                           گفتم سخن تو گفت حافظ گفتا              شادی همه لطیفه گویان صلوات

ببین خیلی اروم باهاش حرف بزن بدون جبهه گیری و طرفه باباتو بگیری یا هرچی،بگو برا اینکه یکم کمک خرج بشه براتون و ای حرفا بگو چن ماه کار میکنم اگه راضی نبودی دیگه ادامه نمیدم اگه بازم گفت نه بیخیالش شو دیگه چون زندگیت مهم تره تا یه درامدی ...اگه گف نه دیگه اصرار نکن 

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
موقعیت سختیه ... ولی باید اول رو روابط همسرت و برادرت کار کنی .چرا با برادرت صحبت نمیکنی که همسرت رو ...

برادرم همون شب یکم خوب شده بود اومد تو پذیرایی باهاش احوالپرسی کرد سر سفره نشست ولی شوهرم 😔

...

اخه خب داداشتم نباید پشت سره داماد این همه همه جا حرف میزد و این همه بی احترامی میکرد.خب بیچاره وضع مالیش خوب نیست.قتل نکرده که یا خلافکار نیست یا ببهشید هرزه نیست که داداشت اینجوری رفتار میکنه.خب اونم مرده غرورش له شده .از اول باهاش ازدواج نمیکردی خب 

ملت یه جاهایی از گوسفندو میخورن که اگه خوده گوسفند  زبون داشت میگفت نه داداش .استدعا دارم اونجارو دیگه نه

خیلی از داداشا بخاطردویت داستن زیاد اینجورین اوایل با داماد 

ب شوهرت بگو اینو

بعدم کار و بگیر😬

خدایا شکرت ، خدایاااا عاشقتممممممم ، خدایا مرسی که همیشه کنارمی ، آخه دیگه چی میخوام من 😍😍😍
اخه خب داداشتم نباید پشت سره داماد این همه همه جا حرف میزد و این همه بی احترامی میکرد.خب بیچاره وضع ...

همینو میگه 

میگه اگه قبول کنی انگار منو زیر پات له کردی 

...

یا اصلا بیا موقع تولد داداشت براش کادو بگیر بگو از طرف شوهرته و برعکس برا تولد شوهرت کادو بگیر بگو از طرف داداشته😄اول روابطشونو با هم خوب کن بعد ب فکر کار و این چیزا باش

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108