عاقا یه روز یه یارو شب تا صب شیفت بوده صب میره خونه میبینه خانومش ل خته رو تخت خابه در بالکنم بازه میره پایینو نگا میکنه میبینه یه نفر داره با عجله لباساشو میپوشه و میدوعه یخچالی که تو بالکن بوده رو بر میداره میندازه تو سرش کمرش میگیره
میره پیش دکتر میگه عاقا کمرم درده دکتر میگه چرا میگه اینجوری شد یخچالو انداختم سر یارو کمرم گرفت دکتر نسخشو میپیچه و میگه برو
نفر بعد میره پیش دکتر میگه آقای دکتر کمرم درد میکنه دکتر میگه چرا میگه والا صب دیرم شده بود داشتم با عجله لباسامو میپوشیدم برم سر کار یه یخچال از اسمون افتاد تو سرم دکتر نسخشو میپیچه و میره
نفر بعد میره پیشش میگه کمرم درد میکنه دکتر میگه چرا میگه والا تو یه جریانی رفتم تو یخچال قایم شدم نمیدونم کدوم از خدا بی خبری از طبقه چهارم پرتش کرد پایین😁😁