این شادمانی که اکنون در دست توست مدت زیادی نخواهد ماند.این دستان نرم کوچکی که دردست تو آشیانه دارد در حالیکه در افتاب قدم می زنی همیشه با تو نخواهد بود، همین گونه این پآهای کوچکی که در کنارت می دود و باصدای مشتاقی که بدون وقفه و باهیجان هزاران سوال از تو می کند تا ابد نیستند.این صورتهای قابل اعتماد که به طرف تو توجه می کنند، یابازوان کوچکی که بر گردن تو حلقه می شوند و لبان نرمی که بر روی گونه های تو فشار می آورند دایمی نیستند.قلب خودت را بر ایشان اارزانی بدار، روزهایشان را از شادی پر کن، در خوشی و شادمانی معصومانه شان شریک باش که طفولیت جز روزی بیش نیست و با چشم بر هم زدنی از دست خواهد رفت❤
جان مادر نمي آيي..؟چين هاى پيشانى مادر هنوز به تعداد دلخواهت نرسيده كه نمى آيى..؟راستى مادر ،جايت خوب است؟دلت براى نوازشهاى مادرانه ام تنگ نيست كه نمى آيى؟يا اينكه منتظر شرايط بهترى تا وقتى ميايى همه چيز باشد و تو كم نداشته باشى؟...عشق مادر خانه ام سوت و كور است نميايى؟؟زبانم قاصر است نميايى؟نازنين فرشته مادر،خدا در نزديكى توست؟اگر ديدى يا صدايي از او شنيدى يا آن حوالى بودى خدا را حس كردى بگو مادرم، منتظر من است اجازه بگير و به درونم بيا😔🤰🏼🤰🏼