من قبلا ازدواج کردم جدا شدم خونه بابامم یجای پر تنشیه این شوهرمم ده سال با بچه بازیاش و اذیتاش منو سوزوند پارانویید داشت بچه دار نمیشیم به هیج وجه باباش اومد تهمتم زد رفت من خر منتظر نشستم خدا رسواشون کنه واز لج من با اینم قطع ارتباط کردن که اعصابش خورد شه سر من خالی کنه
خانم دوستشم هر روز بهش پیام میده و شکلک میفرسته میگم اینم خیانته نکن دیگه تحمل این دنیا رو ندارم هی اینا یه ذره اشه هرکی جای من بود هفتاد تا کفن پوسونده بود ولی چرا من نمیمیرم