2821
2789
عنوان

زاییدم 😆😆

1748 بازدید | 75 پست

سلام

هفته ی پیش همین موقع ها بود که اومدم نی نی شایت بهتون گفتم که دردام شروع شده و دارم کنترل میکنم که صبح برم بیمارستان .

اون روز تا حدود ۷ صبح خونه موندم تا دردام به حدود ۵ دیقه یبار رسید ولی قابل کنترل و نسبتا کوتاه حدودا ۳۰ ثانیه 

تا ۷ آماده شدم و با رضا رفتم بیمارستان تامین اجتماعی و یراست رفتم زایشگاه و به محض ورود دو تا از ماماها لطف کردن جوری پاچمو گرفتن که دردام رفت که رفت😐

معاینه شدم یه فینگر بودم و فاصله ی دردا به مرور هی زیادتر شد 

خلاصه برگشتم خونه و اون روز کلا نشد که بزام 😂

تا روز دوشنبه صبح من دردای خفیف و پراکنده داشتم که اصلا نمیشد روشون حساب کرد 

من شنبه شب رو بخاطر شبکاری رضا خونه بابام بودم و صبح زود رضا اومد دنبالم حلیم گرفتیم رفتیم خونه 

جاتون خالی بعد دیدم خیلی سنگینم پاشدم یکم خونه رو جمع و جور کردم و تا حدود ۸ رفتیم خوابیدیم دیگه 

حدودا دوازده و ربع بود که پاشدم رفتم دسشویی به محض اینکه پامو گذاشم بیرون یهو خیس شدم 🤐

اول به رو خودم نیووردم بعد دیدم نه همینجوری دارم شرررره میکنم 😑

یکم راه رفتم پدمو عوض کردم و دیگه مطمئن شدم که بله کیسه آبم پاره شده 

تا رضا رو بیدار کردم و وسایلمو گذاشتم و دوش گرفتم و راه افتادیم حدودا یک و نیم شده بود 

این دفعه دیگه اون بیمارستان نرفتم 

رفتم بیمارستان شرکت نفت و خدارو شکر پذیرش هم شدم

تا آماده شدم و کارای پذیرشم انجام شد تایم تعویض شیف شد و یه اتفاق عالی که واقعا شانس بزرگ من تو زایمان بود این بود که مامای ارشد شیفت عصر یکی از اقوام بودن 😊

خلاصه به محض اینکه شیفت رو تحویل گرفت مثه یه مامای خصوصی بالا سر من بود

بخاطر اینکه کیسه آب پاره شده بود و فاصله ی دردای من زیاد بود تزریق اکسی توسین رو شروع کردن 

دردای اصلی اومدسراغم 😓

من همچنان یه فینگر بودم بعد از دو روز 

از یک تا ۴ سانت که بیفتم تو فاز فعال زایمان خیلی سخت و کند گذشت و خیلی اذیت شدم

و بهترین حالت واسم راه رفتن بود 

هربار که معاینه میشدم و میگفت یه فینگری یا دو فینگری اشکم در میومد 

تا اینکه حدودای ۷ معاینه شدم و گفت عالیه افتادی تو فاز فعال 

ازینجا به بعدش واقعا سریع گذشت 

و خیلی سریع فول شدم

آخرین معاینه بهم گفت ۷ سانتی ولی چند لحظه بعد من حس زور بهم دست داد و با معاینه شدم گفت فولی 

ازینجا به بعد دیگه از دردا خبری نبود 

و فقط باید تو انقباضا زور میزدی 

که اونم واقعا سخت بود ولی خیلی قابل تحمل تر 

آها اینم بگم تمام مدت مادر من مثه یه دستیار بالا سرم بود و کلی به ماما کمک کرد 

خلاصه 

با چندتا زور ماما گفت آفرین دارم موهاش و میبینم 

که با این جمله ش انگار دنیارو بمن دادن و فهمیدم بالاخره داره تموم میشه و قراره جوجه مو بغل بگیرم

رفتم رو تخت زایمان و بازور دوم ساعت مه و سی و پنج دیقه دخترم و گذاشتن رو سینه م😍❤

تو دردا به یادتون بودم و دعا کردم

امیدوارم همتون این حس قشنگ رو تجربه کنید 

نظر کلیم در مورد زایمان طبیعی اینه که بسیار سخته ولی خدا توانش رو میده و وقتی بچه رو میذارن رو سینه ت به خودت افتخار میکنی 🖒

#الحمدلله_علی_کل_حال  

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

مباااارک  عزیزم ب سلااامتی 😍😍😍انشالله همیشه صحیح و سااالم باشه زیر سایه خودتون بزرگ شه 



عکسشم بزار ببینیمش 😍😍😍

 نه باران میخواهم نه گریه پنهانی،سکوت میکنم نمیخواهم کسی بداند درد دلم را وقتی ک میدانم تو میدانی(: میشه برام دعاکنیدو صلوات بفرستید♥️😊

وااای چقدر عالللییییی

خدا دختر گلتو ببخشه بهتون

قدمش پر از عشق و برکت باشه براتون

🎁🎁🎂🎂🍀💞💞🍀🍀🍀🎂🎂🎂🎂🎂❤❤❤🎉🎉🎉🎉🎊🎊🎊

خدای دیروز،خدای امروز و فرداهم هست ✌✌پس میگذره💪💪💪💪خدایا بهترینارو برای همه رقم بزن
يعني ترس نداره؟

منم طبیعی بودم

والا من از شنیده هام ترسیده بودم

وگرنه زایمان طبیعی نه کشندس و ن خطرناک

فقط اعتماد بنفس میخواد

هر چی در مورد درد زایمان طبیعی شنیدی بریز دور 

این همه خانم تونستن پس شماهم میتونی

خدای دیروز،خدای امروز و فرداهم هست ✌✌پس میگذره💪💪💪💪خدایا بهترینارو برای همه رقم بزن

مباركه عزيزم .....♥️♥️

من زايمان اولم پره اكلامپسي گرفتم تو هفته سي و سه سزارين شدم ....

خيلي ها بهم ميگفتن سزارين شدي قبول نيست هنوز مادر نشدي بايد بزاي .....😆😆😆

پسر دوممو طبيعي اوردم بيست روز قبل بعد همه بهم گفتن مباركه مادر شدي ديگه .....😐😝


کاش دستان خدا پیدا بود تا در آنوقت که بی حوصله و تنهایی و دلت از غم دنیا دریاست بزنی تکیه به آن و بخندی به همه رنج جهان   
منم طبیعی بودم والا من از شنیده هام ترسیده بودم وگرنه زایمان طبیعی نه کشندس و ن خطرناک فقط اعتماد ...

اخه مردم هي ميگن بعد بايد زيبايي عمل كني و دردش ترسناكه ادم ميترسه

2824
2823
2791
2779
2792