خاطره اینک میرفتم مدرسه بدون کیف😂😂😂😂
بعد سرکلاس وقتی معلم میومد میدیم عه کیفم نیس😐😐😐
معلمم میگف اشکال نداره نمیخوادزنگ بزنی برات بیارن 😐😐😐
یکی دیگماینک دوتا دستام تو محرم با چایی داغ سووخت چون دستکشم دستم بود پوست دستم کامل در اومده بود جزغاله شده بود 🙄کلاس سومم بودم معلم میگف نمیخواد درس بنویسی یا اصن نیا اگ دوس داری چون درسم عالی بود
اون میگف ننویس من با اون دست ناقصم ب زور مینوشم 😂😂😂😂اصرارم داشتم باااید بنویییسم
الانم ب لطف خدا و مامانم دستم خوب شده و هیچ جااااش باقی نمونده رو دستم
ب لطف مامانمم ب خاطر اینک دکتر نمیرفتم میگفتم دستمو قطع میکنن😂😂😂 حالا همه میگفتن نه ولی من راضی نمیشدم شدتش در این حد بود ک اینجوری فکر میکردم