2777
2789
عنوان

سرکتاب

435 بازدید | 23 پست

به نظرتون چقدر سرکتاب باز کردن واقعیت داره 

قبلا چند سال پیش سرکتاب باز کردم بهم گفته بود تا ۲۵ سالگی ازدواج کن که ۲۵ سالگی نمی تونی 

امسال ۲۵ سالم شد همون اول پدر بزرگم فوت شد بعدش عموی مادرم بعد خاله اش بعد پسر دایش بعد عموی پدرم و .......واقعا لباس اعزا از تن مادر نیومد به حدی که سوم یکی یکی دیگه رو داشتیم دفن می کردیم 

دندونام ریخته الان می ترسم منقرض شیم با این روند همه دارن می میرن ازدواج ما هیچی 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

صدقه بدین خوب.

سرکتاب اگه اهلش باشه درست می گه. 

پدرم تعریف می کرد قبل انقلاب دوستی داشته یهودی و بلد بوده. براش سر کتاب باز می کنه بهش می گه فلان روز تصادف بد می کنی گوش نمیده بابام. اتفاقا تو همون روز تصادف می کنه چند روز تو کما میره و خیلی از استحوناش می شکنه طوری که ۱ سال بستری می شه

خداوندا التماست میکنم دیدن این لحظه ناب را به تمام مادران جشم انتظار نصیب کن. خداونداهر جه شکرت کنم کفایت نمیکند. به من حقیر لیاقت نگهداری از امانتی که بهم بخشیدی رو بده!!!! حسرت فرزند را به دل هیچ خانواده ای نزار. خدایا با تمام حقارتم در برابر عظمت بی پایانت سر تعظیم فرود میاورم و با تمام وجودم میگم شکرت شکرت شکرت
😕😔چکار کنم بعد ۲۵ سالگی چی 

ما وقتی مرده هامون زنجیره ای می شن قربونی می کنیم

خداوندا التماست میکنم دیدن این لحظه ناب را به تمام مادران جشم انتظار نصیب کن. خداونداهر جه شکرت کنم کفایت نمیکند. به من حقیر لیاقت نگهداری از امانتی که بهم بخشیدی رو بده!!!! حسرت فرزند را به دل هیچ خانواده ای نزار. خدایا با تمام حقارتم در برابر عظمت بی پایانت سر تعظیم فرود میاورم و با تمام وجودم میگم شکرت شکرت شکرت
دندونام ریخته دیگه عمرا از این کارا بکنم 

ربطی به سرکتاب نداره که دندون ریختن 

من با یه پسری در ارتباط بودم اصن قضیه جدی بودا همه چی تموم شده بود خلاصه که این اشنامون بهم گفت ازدواج کنی طلاق میگیری بعد منم کات کردم بعدش دیدم معتاده شده به تازگیییییی



انقدر از این چیزا بم گفته و کمکم کردهههههه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز