نه ساله که تو اقدامم ولی هنوز حواب نگرفتم
دوبار ای وی اف نا موفق .
امینوره اولیه
مقاومت عروق رحمی
کم کاری تیروئید
نه ساله همش پشت ویترینای سیسمونی فقط حسرت میخورم و دلم به حال خودم میسوزه
دلم میخاد خودمو بغل بگیرم و زار زار گریه کنم
گاهی ارزوی نرگ میکنم
گاهی امیدم ب زندگی بیشتر میشه
دقیقا همونجایی که امیدم بیشتر میشه . با یاداوری حرفای شوهرم امیدم خاکستر میشه
اجازه بده زن بگیرم . اجازه بده پدر بشم و و و و و😭😭😭😭
من ازدواج کردم با هزار امید که خوشبخت بشم
قرار بود تو تمام سختیلی زندگی با هم باشیم
ولی انگار برای شوهرم تحملش سخت شده
دیگه نا ندارم خیلی خسته شدم گاهی دلم میخاد با یه تیغ ب زندگیم پایان بدم ولی با خودم میگم برای پدر و مادرم بلید زندگی کنم باید بسوزمو بسازم .
الان ازتون کمک میخام بهترین دکتر . کلینیک . مرکز ناباروری . هرچیزی . میشناسین بهم بگین . دست به دامن حضرت زهرام و بعد شما . کمکم کنین زندگیم از دستم نره